صفحات

جستجو در مندرجات کتاب

۲۰.۷.۰۵

صفحه ۲۴ تا ۲۷

صفحه (۲۴)


استفاده از منابع ثروت مملکت اصول صحیح منطق و عدالت را رعایت

کنیم. لازمه اين امر اين بود که ثروت خدادادی کشور، یعنی

چیزی که افراد در خلق آن دستی نداشته و زحمتی نکشیده‌اند، از قبیل

معادن بزرگ زیرزمینی یا ماهی‌های دریاهای ایران یا جنگل‌ها و مراتع

بزرگ طبیعی و همچنین صنایع بزرگی که تعیین کننده قیمت‌ها می‌شوند

و جنبه تراست و کارتل پیدا می‌کنند در اختیار افراد و یا شرکت‌هایی

قرار نگیرند که عملاً جانشین اقلیت‌های سابق ملوک‌الطوائفی‌ و یا هیئت‌های

حاکمه از بین رفته شوند و از این راه اجتماع جدید ایران دچار هیئت

حاکمه تازه‌ای از سرمایه‌دارهای این قبیل صنایع تعیین کننده قیمت‌ها

گردد. به این جهت تشخیص دادیم که اموری که جنبه عمومی دارد

و مربوط به همه افراد مملکت است، نمی‌تواند صورتی غیر دولتی یعنی

در واقع غیر ملی داشته باشد. راه آهن، پست و تلگراف، خطوط

هوائی، صنایع نفت و فولاد و امثال آنها باید در خدمت همه اجتماع

ایران قرار بگیرند و باقی بمانند، همینطور جنگل‌ها و مراتع ایران و شیلات

ایران و سدها و رودخانه‌ها و هرچیز دیگری از این قبیل متعلق به عموم

مردم افراد مملکتند و کسی حق مالکیت خصوصی بر آنها را ندارد.

در مورد سدها و رودخانه‌ها و بطور کلی آنچه به منابع آب کشور

مربوط می‌شود، باید گفت که این موضوع مستقیماً با آینده و با حیات

و سرنوشت ملی ما ارتباط دارد، و بهمین جهت اهمیت آن بقدری است

که در آینده ملی شدن این‌ منابع دهمین اصل انقلاب ما اعلام خواهد

شد. در این‌باره در فصل مربوط به اصلاحات ارضی توضیح مبسوط

خواهم داد.


ولی در عین‌حال که ما این منابع متعلق بعموم و همچنین صنایع



صفحه (۲۵)


اصلی و بزرگ را که جنبه تعیین کننده قیمت‌ها را دارند ملی اعلام

می‌کنیم، فلسفه انقلاب ما با در نظر گرفتن همان اصل آزادی فردی

و اجتماعی که بدان اشاره کردم، مشوق هرگونه ابتکار فردی

و شخصی و هرگونه انگیزه برای ترقی در رشته‌های گوناگون اجتماعی

و صنعتی است.


بدیهی است اصول کلی انقلاب ایران غیرقابل تغییر است،

ولی در صورتی که در فروع و در طرز اجرای این اصول احتیاج به‌ ترمیم

و تکمیلی پیدا شود و راه‌های بهتری بر اساس پیشرفت‌های علمی و

تکنیکی جهان یافت گردد، مسلماً ما از این طرق استفاده خواهیم کرد،

زیرا ما خویش را در چهاردیواری هیچ‌گونه عقاید منجمدی محبوس

نکرده‌ایم.


این انقلاب، بهمان جهاتی که گفته شد، می‌تواند خود را

همواره و بآسانی با احتیاجات اجتماع ایران و طبقات مختلف جامعه

ایرانی و در عین‌حال با بهترین پیشرفت‌های علمی و فنی و اجتماعی دنیای

کنونی تطبیق بدهد، و این قدرت واقعی انقلاب ما است.


ما معتقدیم که دیگر دوران اصول مرامی خشک و انعطاف ناپذیر

گذشته سپری شده، و بسیاری از مرام‌ها بدان صورتی که در اصل

عرضه شده‌اند نمی‌توانند جوابگوی احتیاجات جامعه‌ای باشند که پیوسته

در حال تحول است، و طبعاً بهمین جهت است که عملا شاهد تغییر

و تحول تدریجی این مرام‌ها هستیم.


آنچه امروزه جامعه بشری به آن نیازمند است پیروی از اصولی

است که نه متکی بر کینه‌توزی و حقد و آز و دشمنی باشد و نه استثمار 

و حفظ منافع یک عده را با زیان عده دیگر موجب شود. بشریت، امروز



صفحه (۲۶)


بیش از هر وقت دیگر احتیاج به تفاهم، به دوستی و محبت، به عشق

به همنوع دارد. رهبران واقعی سیاسی یا معنوی هیچ اجتماعی حق

ندارند جوامع انسانی را به دریدن یکدیگر و به از میان بردن و نابود

کردن همنوعان خود تشویق کنند. بلکه می‌باید به آنان راه همزیستی

و همکاری را بیآموزند. باید تحولاتی را بوجود آورند و تسهیل کنند

که نتیجه آنها استقرار دوستی بیشتر و صحیح‌تر میان همه افراد و جوامع

باشد، تا در پرتو آن تمام اجزاء خانواده بزرگ بشری با کمک

یکدیگر کاروان تمدن انسانی را به سوی ترقی و تعالی همه‌جانبه پیش

ببرند.


انقلاب ما درست در همین جهت و براساس همین اصول مقدس

یعنی بر پایه معنویت و محبت و دوستی و عشق و تفاهم، تکوین یافته

است. ما در این راه عملاً پیرو آن‌ اصول عالیه مذهبی و اخلاقی و فکری

هستیم که در طول هزاران سال وجه مشخص فرهنگ اصیل ایران

بوده است. چه تعالیم کهن زرتشتی، چه اصول و مقررات عالیه اسلامی،

چه افکار و تعلیمات فلاسفه و متفکران و عرفا و شعرا و نویسندگان ایران،

همه و همه به ما آموخته‌اند که لازمه زندگی هر اجتماع واقعی، محبت

و دوستی و تفاهم است. ما همواره بی‌عدالتی و دروغ و کینه و خودخواهی

را آثار اهریمنی و نشان تاریکی و پلیدی دانسته و پیوسته روی به جانب

عدالت و راستی و محبت و بشردوستی داشته‌ايم، و معتقديم که جامعه

انسانی نیز جز در پرتو اين اصول نمی‌تواند به رستگاری و پیشرفت واقعی

برسد. هیچ‌یک از مرام‌هایی که بر پایه دشمنی و نفاق‌افکنی و از

میان بردن طبقه یا طبقاتی بنفع طبقات دیگر یا استثمار افراد و طبقاتی

از جانب طبقات و افراد دیگر متکی باشد نمی‌تواند مورد قبول ما قرار



صفحه (۲۷)


گیرد، زیرا اساساً اين اصول با روح ملی ما، با فرهنگ ما، با طرز

فکر ما سازگار نیست.


یکی از الزامات و مشخصات برجسته چنین انقلابی تحقق اصل

اقتصاد دموکراتیک است. اصولا یک دموکراسی سیاسی نمی‌تواند

مفهومی واقعی داشته باشد مگر آنکه با دموکراسی اقتصادی تکمیل

شود. در این اقتصاد دموکراتیک هیچ‌گونه عامل استثماری نباید

دخالت داشته باشد. خواه این استثمار بوسیله شخص یا بوسیله دولت

و خواه توسط دسته‌ای که مدافع یک اقلیت یا یکی از طبقات اجتماع

باشند انجام پذیرد.


اقتصاد دموکراتیک با حفظ آزادی‌های اساسی که بدانها اشاره

شد، انگیزه‌های فردی و بشری را با آزادی اجازه نشو و نما می‌دهد و هر

گونه کوشش و فعالیت و نتیجه‌گیری از زحمت فردی یا دسته‌جمعی را

امکان عمل می‌دهد و تشویق می‌کند و در عین‌حال انحصار هیچ

کاری را در دست عده‌ای معین نمی‌گذارد. در این اقتصاد دموکراتیک

است که می‌توان عدالت اجتماعی را بهتر تأمین نمود و مسئله تولید

و توزیع را بهتر حل کرد، اخذ مالیات‌ها را بر اساس عادلانه و مترقی

در آورد، وضع اطمینان‌بخشی‌ را برای افرادی که مشغول کارند و برای

آنها که دوران کهولت و بازنشستگی را می‌گذرانند یا خواهند گذرانید

تأمین نمود.


ما سعی داریم هرچه بیشتر در توسعه تعاونی‌ها و بیمه‌های

اجتماعی بکوشیم، زیرا فکر می‌کنم که جوابگوی احتیاجات آينده

جوامع بشری در تحت هر رژیمی که باشند در درجه اول همین

مؤسسات تعاونی و بیمه‌های اجتماعی است. اعتقاد ما این است که