صفحات

جستجو در مندرجات کتاب

۲۰.۷.۰۵

صفحه ۱۲۹ تا ۱۳۲

صفحه (۱۲۹)


بیش از ۸٫۳۰۰ نفر از آنها حتی پس از پایان خدمت وظیفه خویش

داوطلبانه در استخدام وزارت آموزش و پرورش باقی مانده‌اند و بصورت

آموزگار ثابت در همان روستاها يا در نقاط دیگر انجام وظیفه می‌کنند.


در این مدت‌ در حدود ۴۵۰٫۰۰۰ پسر، ۱۲۰٫۰۰۰ دختر، ۲۴۰٫۰۰۰

مرد سالمند و ۱۱٫۰۰۰ زن سالمند توسط این سپاهیان در کلاس‌های

روزانه یا شبانه روستاها تعليم یافته و باسواد شده‌اند.


ولی کار سپاهیان دانش در این مدت محدود به تدریس و تعليم

نبوده، بلکه ایشان بموازات سواد فعالیت‌های وسیع عمرانی و اجتماعی

نبز با خود به روستاهای کشور ارمغان برده‌اند. در حقیقت آنها نه‌فقط

قسمتی از مواد انقلاب ایران بلکه همه انقلاب را با خود به این

روستاها برده‌اند.


طبق آمار وزارت آموزش و پرورش، تا پایان شهریور ماه سال

۱۳۴۵ این سپاهیان با کمک مردم روستاها بیش از ۱۰٫۰۰۰ دبستان

ساخته و بنای بیش از ‎۶٫۰۰۰ دبستان موجود را ترمیم کرده‌اند.

همچنین در حدود ۷٫۰۰۰ مسجد را مرمت کرده و ‎٩۰۰‏ مسجد تازه و

۴٫۶۰۰ حمام ساخته، بیش از ۵۵٫۰۰۰ کیلومتر راه فرعی ایجاد کرده،

بیش از ۲۰٫۰۰۰ دهنه پل ساخته يا مرمت کرده، قریب ۸٫۰۰۰ قنات

را لاروبی نموده، بیش از ۸٫۰۰۰ قطعه مزرعه نمونه احداث کرده،

در حدود یک میلیون و نیم نهال کاشته، ۷٫۵۰۰ انجمن خانه و مدرسه

تشکیل داده و در روستاهای خود بیش از ۳٫۰۰۰ صندوق پست دایر

کرده‌اند. از بدو تشکیل خانه‌های انصاف نیز قسمت مهمی از کار

این خانه‌ها بعهده این سپاهیان گذاشته شده است.



صفحه (۱۳۰)


توجه به هزینه‌های مربوط به سپاه دانش نشان می‌دهد که

این سپاهیان با حداقل هزینه ممکن پای تعلیم و تربیت را به روستاها

باز کرده‌اند. طبق محاسبه مقامات مسئول آموزشی، تحصیل هر دانش‌آموز

در دبستان‌های سپاهیان دانش بطور متوسط کمی بیش از هزار ریال

خرج‌ برمی‌دارد، در صورتی که این هزینه برای مدارس عادی بطور متوسط

سه هزار ریال برآورد شده است. باید متذکر بود که در عین‌حال کار

احداث دبستان‌ها و سایر فعالیت‌های محلی تقریباً برایگان انجام می‌گیرد

و هزینه‌ای به دولت تحمیل نمی‌کند.


تنها درسال تحصیلی ۱۳۴۴ - ۱۳۴۵ در دبستانهای عادی و

دبستانهای سپاهیان دانش در مناطق روستائی کشور جمعاً در حدود

۱٫۳۲۰٫۰۰۰ دانش‌آموز مشغول تحصیل بوده‌اند. با توجه به اینکه قبل

از شروع کار سپاه دانش تعداد دانش‌آموزان مناطق روستایی ۶۷۵٫۰۰۰

بوده، روشن می‌شود که ۶۴۵٫۰۰۰ نفر اضافی در این مدت بدست این

سپاهیان تعلیم یافته‌اند.


طبق همین آمار، در روستاهای کشور در درجه اول دختران

نوآموز از امر تعلیم بهره‌مند شده‌اند. تا قبل از تشکیل سپاه دانش 

در شهرها در برابر هر یک‌هزار پسر دانش‌آموز ۴۳۸ دختر در مدارس

مشغول تحصیل بوده‌اند، درحالیکه در روستاها در برابر هر هزار

پسر فقط ۲۲۵ دختر به دبستان می‌رفته‌اند، یعنی بیش از ۷۷ درصد آنان

بعلل مختلف بخصوص جهالت پدر و مادر از نعمت سواد محروم

می‌ماندند. ولی از هنگام شروع کار سپاهیان دانش، درحالیکه در

شهرها فقط در حدود ۸ درصد بر تعداد نوآموزان دختر افزوده شده،

این نسبت در روستاها از ۲۶ درصد تجاوز کرده است، و چنین قوس



صفحه (۱۳۱)


صعودی در تاریخ تعلیمات ابتدائی کشور نظیر نداشته است.


برای آنکه کار سپاهیان دانش با بهترین وجهی انجام بیابد،

به آنان اختیارات وسیعی داده شده است. مثلا هر سپاهی دانش حق

دارد برای رفع مشکلات خود مستقیماً با وزیر جنگ یا وزیر آموزش و

پرورش مکاتبه کند و این مشکلات را راساً با آنان در میان بگذارد

و برای حل آنها استمداد بجوید.


در زمینه آشنا کردن روستائیان با اصول بهداشت و تنظیف منازل

و معابر و اماکن عمومی و بنای ساختمان‌های مسکونی و تشکیل

انجمنهای ده و تشکیل شرکت‌های تعاونی و خشکانیدن مرداب‌ها و

گودال‌ها و بسیار امور دیگر، سپاهیان دانش پیوسته مریی و راهنمای

روستائیان‌ هستند و غالباً مانند برادری دلسوز شریک غم‌ها و شادی‌های

آنان می‌شوند. این جوانان پرشور با خود عشق و امید و شادی به روستاهای

ایران همراه برده‌اند، و شاید چهره واقعی انقلاب ایران را بهتر از

آنچه ایشان نشان داده‌اند نمی‌شد نشان داد.


*  *  *


بطوریکه گفته شد، سپاه دانش ايران برای آن بوجود آمد که

مکمل سایر فعالیت‌های آموزشی کشور باشد، بنابراین برای آشنائی

کامل‌تری با نتایج کار این‌ سپاه لازم است درباره این فعالیت‌ها و برنامه‌ها

نیز بطورکلی توضیحی داده شود.


قبلاً تذکر دادم که فعالیت‌های آموزشی تا قبل از آغاز قرن

حاضر شمسی در ايران بسیار محدود و ناچیز بود. اولین گزارش رسمی

که در این‌باره در دست ما است مربوط به سال ۱۲۹۰ یعنی پنجاه و پنج



صفحه (۱۳۲)


سال پیش است. در این گزارش تعداد کلیه‌ محصلین مملکت‌ اعم از محصلین

مکتب‌خانه‌ها و مدارس ابتدایی و متوسطه و مدارس علوم دینی فقط

۱۶٫۰۰۰ نفر برآورد شده، یعنی نسبت این عده به جمعیت کلی کشور

در آن زمان از یک نفر در هزار نفر نیز کمتر بوده است.


در سالنامه آماری سال ۱۲۹۷ شمسی‌ تعداد دانش‌آموزان‌ مدارس

رسمی کشور ‎۲۶٫۰۰۰‏ نفر گزارش داده شده، و این رقم در سال تحصیلی

۱۳۰۳ - ۱۳۰۴ یعنی تنها چهار سال پس از آغاز زمامداری پدرم از

۷۳٫۰۰۰ نفر تجاوز کرده است. دورانی را که از آن تاریخ تاکنون می‌گذرد

می‌توان از نظر آموزشی به چهار دوره مختلف که هر یک با شرایط متفاوتی

همراه بوده‌اند تقسیم کرد:


دوره اول یعنی بیست ساله ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ دوران پایه‌گذاری

امر آموزش و پرورش در ایران بود. آمارهای سال تحصیلی ۱۳۱۹ - ۱۳۲۰

حاکی است که در آن سال در ایران ۲٫۳۳۱ دبستان و ۳۲۱ دبیرستان

و ‎۲٩‏ دانشسرای مقدماتی و ‎۶ مدرسه حرفه‌ای دایر بوده، که روی‌هم

در آنها بیش از ۳۰۰٫۰۰۰ نفر تحصیل می‌کرده‌اند، یعنی رقم محصلین

نسبت به سال اول این دوره بیش از پنج برابر شده بود.


دوره دوم مربوط به سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ است. در این دوره

باقتضای وضع اجتماعی کلی کشور مسئله تعلیم و تربیت نیز دستخوش

بحران‌های گوناگون بود و مشکلات وسیع و متعددی در راه پیشرفت آن

وجود داشت. با این وصف در این دوره نیز پیشرفت‌های نسبتاً جالب

توجهی در این‌باره حاصل‌شد، بطوریکه درسال۱۳۳۲ تعداد کلی مراکز

آموزشی کشور که درسال ۱۳۲۰، ۲٫۷۰۰ بود به قریب ۶٫۷۰۰ بالا رفته

بود و دراین مراکز بیش از ۸۷۰٫۰۰۰ نفر مشغول تحصیل بودند.