صفحات

جستجو در مندرجات کتاب

۲۰.۷.۰۵

صفحه ۱۰۱ تا ۱۰۲

صفحه (۱۰۱)


که ارتقاء سطح زندگی ایشان به حد مترقی‌ترین کارگران دنیا فقط

مربوط به درجه استعداد و لیاقت و تخصص خودشان در کار باشد. بدین

جهت باید بیش از پیش مدارس حرفه‌ای برای کارگران ایجاد گردد

و امکان گذراندن کلاس‌های آن به ایشان داده شود. همچنین باید در

تأمین مسکن برای همه ایشان و وضع مقررات بهتری برای بازنشستگی

آنان هرچه بیشتر کوشش گردد.


در شرایط نوین اجتماعی ایران، اکنون سندیکاهای کارگری

بجای آنکه مانند گذشته با سازمان‌های دولتی در معارضه و تصادم‌‌ باشند

تبدیل به مکتبی برای بالا بردن رشد فکری و اجتماعی و اقتصادی

کارگران از یک‌طرف و اشتراک مساعی روز افزون آنان در اجرای

برنامه‌های مختلف کشور از طرف دیگر شده‌اند.


علت‌این دگرگونی کاملا روشن است: اگر در برخی از کشورها

سندیکاهای کارگری برای تأمین خواسته‌های مشروع خود در صف

مقابل دستگاه‌های دولتی با کارفرمایان قرار می‌گیرند، امروزه در

کشور ما بر اثر حل تناقضات و تضادهای اجتماعی و اقتصادی،

این سازمان‌ها نه در جهت مخالف برنامه‌های دولت بلکه دوشادوش

آنها پیش می‌روند. اساساً باید از این نیز بالاتر رفت و در نظر داشت

که اصولاً در اجتماع امروزی ایران یعنی اجتماعی که بر اساس

انقلاب سفید ما پی‌ریزی شده است، کارگر و دولت از هم جدا نیستند

بلکه دولت بمقتضای سیاست کلی انقلابی که هدف آن حفظ منافع

اکثریت است خود پشت‌ سر سندیکاها ایستاده‌ و مدافع منافع‌ حقه کارگران

شده است، و اگر تضادی در کار نیست برای این است که دولت

در این راه حتی از خود کارگران تندتر می‌رود. دولت در ایران امروز



صفحه (۱۰۲)


قبل از هرچیز به کشاورزان و به کارگران که عناصر اصلی اکثریت ملت

ایران هستند تعلق دارد، و بنابراین نمی‌تواند تصمیمی بگیرد یا کاری

را بمورد اجرا گزارد مگر آنکه آن تصمیم و آن کار در جهت تأمین

منافع حقه و مشروع آنان باشد.


اکنون طبقه کارگر ایرانی، همگام با برادران و خواهران

کشاورز خود و همراه با سایر طبقات زحمتکش ایرانی، بر اساس

روح و مفهوم انقلاب شاه و ملت جهش و تحرک عظیم کشور را در

زمینه‌های صنعتی و تولیدی تدارک می‌بیند. این نیرویی است که

بر اثر انقلاب اجتماعی ایران برای تضمین ترقی صنعتی و اجتماعی و

افزایش روز افزون ثروت ملی‌ ما بکار افتاده است و مسلماً ضامن آینده

امیدبخش ایران خواهد بود، زیرا همچنانکه هفتاد سال پیش

هنری جرج دانشمند فقید امریکائی در کتاب خود بنام «ترقی و فقر»

نوشت: «غنی‌ترین ممالک آنهایی نیستند که در آنها طبیعت غنی‌تر

است، بلکه ممالکی هستند که کارگران باکفایت‌تر و شایسته‌تری

دارند».