صفحه (۱۴۱)
اینباره منتهای کوششی را که سازمان یونسکو و همه مردم نیکاندیش
جهان انتظار دارند مبذول دارند. در این پیام متذکر شدم که وجود
یک میلیارد نفر بیسواد در عصر حاضر نه تنها یک سند محکومیت
اخلاقی برای سایر مردم جهان است، بلکه از جنبه مادی و اقتصادی
نیز چنین وضعی بر زیان جامعه بشری تمام میشود، زیرا وجود این عده
بیسواد مرادف با اتلاف انرژی عظیم یک ثلث از افراد بشری است که
استعدادهای خلاقه آنان بر اثر بیسوادی و بیاطلاعی بیحاصل میماند
و از این راه جامعه انسانی را از یک سرمایهگزاری وسیع اقتصادی
محروم میسازد. همچنین تذکر دادم که وجود این فاصله عظیم بین
توده بیسوادان جهان و طبقات پیشرفته خطری است که همواره در
کمین صلح و تفاهم بینالمللی است، و بنابراین هر کوششی که برای
از میان بردن چنین تبعیضی بعمل آید در واقع خدمتی است که به صلح
جهانی شده است.
در پیامی که بلافاصله بعد از آن به مجمع عمومی یونسکو در
پاریس فرستادم، با تشریح همه این مراتب از وزرای آموزش و پرورش
کشورهای عضو یونسکو دعوت کردم که بمنظور تبادلنظر وسیعی
در امر مبارزه جهانی با بیسوادی و ترتیب دادن وسائل یک همکاری
مؤثر بینالمللی در اینباره، کنگره خاصی تحت سرپرستی سازمان یونسکو
در تهران تشکیل دهند تا ضمناً از این فرصت برای آشنائی با طرز کار
سپاه دانش ایران و تجارب حاصله از کار دو ساله این سپاه استفاده
نمایند.
پیامی که به سران کشورها فرستادم با استقبال صمیمانه و گرم ایشان
مواجه شد، و دعوت از وزرای آموزش و پرورش کشور های عضو
صفحه (۱۴۲)
یونسکو نیز با قطعنامهای که باتفاق آرا از طرف این سازمان صادر شد مورد
قبول قرار گرفت. در نتیجه در شهریور ماه سال ۱۳۴۴ نخستین کنگره
مبارزه با بیسوادی تحتنظر سازمان بینالمللی یونسکو بامیزبانی کشور
ایران در تهران تشکیل گردید.
این کنگره باظهار خود یونسکو یکی از موفقیتآمیزترین مجامع
فرهنگی عصر حاضر بود، و مسلماً علت اساسی این موفقیت این بود که
اعضای آن عظمت معنوی و انسانی هدفی را که بخاطر آن گرد آمده
بودند احساس میکردند. این کنگره برای تأمین منافع سیاسی یا اقتصادی
خاصی تشکیل نشده بود، بلکه بخاطر بشریت و بنام عالیترین اصول
که با مصالح عالیه جامعه بشری کاملا تطابق داشت. در این پیشنهاد
توصیه شده بود که کشورهای جهان قسمت محدودی از اعتبارات نظامی
سالانه خود را برای کمک به امر مبارزه جهانی با بیسوادی در اختیار
سازمان یونسکو قرار دهند تا از این راه به حصول پیروزی در یکی از
بزرگترین پیکارهای عالم بشریت کمک کرده باشند.
در این نطق ارقامی ذکر شده بود که بخوبی اهمیت و تاثیر
چنین اقدامی را نشان میداد. طبق این ارقام، هزینه نظامی در سال
۱۹۶۲ در دنیا از ۱۲۰ میلیارد دلار متجاوز بوده، که مسلماً این رقم
درحال حاضر از این خیلی بیشتر است. اگر محاسبات کارشناسان را
در باره مخارج آموزش بیسوادان ملاک قرار دهیم، روشن میشود که
صفحه (۱۴۳)
تنها ۱/۳۰ (یک سیام) از مخارج نظامی سالانه جهان - حتی بمقیاس
سال ۱۳۴۱ - برای باسواد کردن ۷۰۰ میلیون نفر بیسواد دنیا کافی است.
۱۲۰ میلیارد دلار در سال یعنی ۱۳ میلیون دلار در هر ساعت، بنابراین
کافی است که هر کشور در عرض سال تنها از هزینه نظامی چند ساعت
خود بنفع این هدف صرفنظر کند تا این اعتبار در راه یکی از ثمربخشترین
سرمایهگزاریهای تاریخ، يعنی در راه صلح و سعادت جامعه انسانی
بکار افتد.
این پيشنهاد با همه جنبه انقلابی آن در قطعنامههای نهائی
کنگره که باتفاق آراء بتصویب رسید مورد تائید قرار گرفت. قسمتی
از متن یکی از این قطعنامهها چنین است: «کنگره جهانی وزرای
آموزش و پرورش ..... با توجه به عظمت و اهمیت وظائف مربوط
به مبارزه جهانی با بیسوادی، و وسعت منابع انسانی و مصالح و مواد
و وسائل فنی که با توسل بدانها میتوان بیسوادی را ريشهکن نمود .....
از سازمان ملل و سازمانهای اختصاصی وابسته به آن و در درجه
اول از یونسکو، از سازمانهای منطقهای که با توسعه و عمران بطور اعم
و با آموزش و پرورش بطور اخص ارتباط دارند، از مراسمات مذهبی
و اجتماعی وفرهنگی، از بنیادهای ملی و بینالمللی اعم از دولتی و غیردولتی،
ازمربیان، دانشمندان، علما، رؤسا و رهبران اتحادیههای
اصناف وتمام افراد نیکاندیش جهان دعوت میکند ..... اولاً تصریح
و تأکید نمایند که برنامه مبارزه با بیسوادی جزء اصلی و لایتجزای
هرنوع طرح عمرانی در تمام ممالکی است که در آنها هنوز مشکل بیسوادی
وجود دارد، ثانیاً تا حد امکان و همچنین بمقتضای محیط برای جهاد
بر ضد بیسوادی به افزایش منابع ملی و بینالمللی قابل دسترسی بپردازند،
صفحه (۱۴۴)
ثالثاً در مورد تهیه منابع تکمیلی و اضافی برای توسعه و عمران بطور اعم
و برای تعمیم سواد بطور اخص امکانات و تسهیلات لازم فراهم آورند،
و با کاهش مخارج نظامی و نظایر آن بودجه بیشتری برای مبارزه
با بیسوادی تأمین کنند، رابعاً برای روشن شدن اذهان عمومی نسبت
به مفهوم جدید آموزش بزرگسالان، از تمام وسایل و اطلاعات تحت اختیار
خود حداکثر استفاده را بنمایند».
قطعنامههای کنگره جهانی وزرای آموزش و پرورش در تهران
اندکی بعد در بیستمین دوره اجلاسیه سازمان ملل متحد مورد تأیید
واقع شد و در اینباره بنوبه خود از طرف سازمان ملل متحد قطعنامهای
صادر گردید که درآن اصول ذیل اعلام شده بود:
۱ - بیسوادی مسئلهای جهانی است که با تمام بشریت ارتباط
دارد.
۲- تعمیم سواد یکی از عوامل اساسی توسعه اقتصادی و اجتماعی
و فرهنگی درهمه جهان است.
۳ - اکنون موقع آن فرارسیده است که همه کشورهای عضو
سازمان ملل متحد در اسرع اوقات ممکن کوشش مجدانه و منظمی را
بمنظور ریشهکن کردن بیسوادی در جهان بعمل آورند.
۴ - از کلیه دولتهای جهان دعوت میشود که امکان افزایش
اعتبارات مخصوص تعمیم سواد را در زمینه ملی و بینالمللی با توسل
به منابع مختلف در نظر بگیرند.
کشور ایران افتخار دارد که همچنانکه در امر پیشنهاد تخصیص
قسمتی از اعتبارات نظامی ممالک به امر مبارزه با بیسوادی پیشقدم بوده،
صفحه (۱۴۵)
نخستین کشوری بوده که عملاً نیز در اجرای این نظر اقدام کرده است.
برای این کار، در آغاز سال جاری ایرانی یعنی بمحض آنکه بودجه
کشور به تصویب پارلمان ایران رسید، ما به سازمان یونسکو اطلاع
دادیم که معادل ۷۰۰٫۰۰۰ دلار از بودجه نظامی ایران را بمنظور
کمک به امر مبارزه جهانی با بیسوادی در اختیار آن سازمان قرار خواهیم
داد. مراسم اهدای این مبلغ در جریان برگزاری چهاردهمین کنفرانس
عمومی یونسکو که در آبانماه سال ۱۳۴۵ در پاریس تشکیل شد انجام
گرفت. مایه خوشوقتی ما است که تاکنون چند کشور دیگر نیز در
اینباره اقدام کردهاند و امید میرود که دیگران هم این راه را ادامه
دهند.
در همین کنفرانس، یونسکو تصمیم گرفت هیأتی مرکب از
هجده نفر از صاحبنظران و متخصصان بینالمللی امر مبارزه با بیسوادی
بنام «کمیته جهانی پیکار با بیسوادی» تشکیل دهد تا مستمراً
پیشرفت نهضت پیکار با بیسوادی را در جهان تحت نظر داشته باشند
و مانع بروز کندی یا وقفهای در این نهضت گردند. همچنین روز
هفدهم شهریور که روز گشایش کنگره جهانی تهران بود از طرف این
مجمع روز بینالمللی مبارزه با بیسوادی اعلام شد.
بدین ترتیب بود که اصل ششم انقلاب ایران یعنی اصل
تشکیل سپاه دانش با تحرک و جهش بینظیری که داشت از
مرزهای جغرافیائی ايران فراتر رفت و در مدتی کوتاه بصورت یک
نهضت جهانی درآمد که امید است حاصل آن برای تودههای بیسوادان
ايران و جهان، نجات از جهالت یعنی از آن کابوسی باشد که بقول
شکسپیر «هیچ تاریکی از آن تاریکتر نیست».