صفحه (۴۸)
بودند. ولی هم آن تلاش، و هم این تلاش، و هم کلیه تلاشهای
دیگری که برای از میان بردن آثار انقلاب اجتماعی ایران صورت گرفت
تلاشهایی مذبوحانه بود، زیرا در آن موقع چرخ اصلاحات با قاطعیت
و کوبندگی کامل بکار افتاده بود و نیروهای اهریمنی از هر جا که
سرچشمه میگرفتند خواه ناخواه سرنوشتی بجز خرد شدن در زیر این
چرخ نداشتند.
اجرای مقررات قانونی اصلاحات ارضی بلافاصله بعد از تصویب
این قانون آغاز شد. نخستین شهرستانی که این قانون درآن اجرا گردید
مراغه بود، و با تجارب حاصله از آن در سراسر شهرستانهای کشور
اجرای مقررات قانونی اصلاحات ارضی شروع شد.
تا اين تاریخ بر اثر اجرای قانون اصلاحات ارضی وضع قانونی
بیش از دو میلیون خانوار زارع با تعداد عائلهای متجاوز از یازده میلیون
نفر روشن شده و عملیات اجرائی این قانون در سطح روستاها جمعاً
در ۵۰٫۰۰۰ قریه و نزدیک به ۱۷٫۰۰۰ مزرعه خاتمه یافته است.
برای نیل به هدفهای مرحله سوم اصلاحات ارضی که مکانیزه
کردن کشاورزی ایران و بالا بردن سطح محصول از راه استفاده از اصول
کشاورزی عصر جدید و در نتیجه بالا بردن سطح زندگی کشاورز ایرانی
است، یک برنامه بیست مادهای تدوین شده است که اصول آن عبارت
است از: ترویج اصول صحیح آبیاری، توسعه و تعمیم مصرف کود
شیمیایی، ترویج مکانیزاسیون کشاورزی متناسب با شرایط طبیعی
و اقلیمی مناطق مختلف کشور، حفظ محصولات کشاورزی از
صفحه (۴۹)
خطر آفات و امراض در مزارع و انبارها، تربیت کارشناسان فنی در
رشتههای مختلف کشاورزی، انتقال صحیح محصولات کشاورزی از
مناطق تولید به مراکز مصرف، تقویت و توسعه شبکه شرکتهای تعاونی
و واحدهای زراعی و تشکیلات مشابه دیگر، تثبیت واحد اقتصادی در
کشاورزی، تلفیق دامداری با زراعت، تشویق سرمایهگزاری خصوصی
در فعالیتهای کشاورزی و دامداری از طریق تأمین کمکهای فنی و
اعطای وامهای نظارت شده، تلفیق برنامههای کشاورزی با برنامههای
صنعتی کشور، عمران اراضی بایر، بیمه تولیدات زراعی و دامی،
تشکیل شرکتهای اختصاصی تولیدات کشاورزی.
آنچه در اجرای کلیه این برنامهها ضرورت کامل دارد توسعه
شرکتهای تعاونی روستائی است، زیرا بدون وجود این تعاونیها امکان
کار واقعاً مثبت و مفیدی برای کشاورزانی که صاحب آب و ملک شدهاند
نخواهد بود. بدین جهت همزمان با اجرای برنامه اصلاحات ارضی،
شرکتهای تعاونی متعددی نیز بمنظور کمک به زارعین و روستائیانی که
صاحب زمین میشدند با شرکت خود روستائیان تأسیس شد و تعداد
این شرکتها بسرعت افزایش یافت. این شرکتها از بدو تأسیس خود
با دادن وام و اعتبار به زارعین و تهیه کود شیمیایی برای آنها و تأمین
آب در مناطقی که کشاورزان آن در مضيقه بیآبی هستند به رفع بسیاری
از نیازمندیهای کشاورزان کمک بسیار مؤثری کردهاند.
تا پایان مهر ماه ۱۳۴۵، بیش از ۷٫۰۰۰ شرکت تعاونی با قریب
به ۹۰۰٫۰۰۰ عضو در کشور تأسیس شده که حوزه فعالیت آنها تقریباً
صفحه (۵۰)
۱۶٫۰۰۰ روستا را شامل میشود. میزان سرمایه این شرکتها که به
وسیله خود روستائیان پرداخت شده در حدود ۸۰۰ میلیون ریال است.
همچنین بمنظور تمرکز قوای معنوی و مادی شرکتهای تعاونی در
مناطق مختلف کشور تاکنون ۵۴ اتحادیه تعاونی تأسیس شدهاست.
برای اینکه این شرکتهای تعاونی روستائی هرچه بهتر با اصول
کارها و وظائف خود آشنائی یابند، از اواسط سال ۱۳۴۲ سازمانی
بنام سازمان مرکزی تعاونی روستائی تحت حمایت و هدایت وزارت
کشاورزی و بانک اعتبارات کشاورزی و عمران روستایی ایران با سرمایه
اولیه یک میلیارد ریال تأسیس شده است. وظایف اساسی این سازمان
عبارت است از: آموزش اصول تعاون و روش اداره شرکتهای تعاونی
و تربیت کادر برای سرپرستی این شرکتها، توسعه شبکه تعاونی در
مناطق روستائی، کمک اعتباری به شرکتهای تعاونی بمنظور افزایش
محصول و درآمد دهقانان، بازاریابی برای فروش محصول کشاورزان،
توسعه و تقویت صنایع دستی و روستائی، ارتباط با شرکتهای تعاونی
مصرف و با سازمانهای بینالمللی تعاونی. هدف اصلی این است
که بتدریج اداره امور شرکتها به دست خود کشاورزان سپرده شود،
و نیز با فروش تدریجی سهام سازمان مرکزی تعاونی روستائی به
اتحادیههای شرکتهای تعاونی، مالکیت کلیه این سهام متعلق
به کشاورزان شده و اداره امور آن نیز به خود آنان واگزار شود.
برای پر کردن خلائی که با برکناری مالکین بزرگ از روستاها
بوجود آمد، بانک اعتبارات کشاورزی و عمران روستائی ایران کمکهای
اعتباری خود را به کشاورزان همه روستاها توسعه داد، بطوریکه در
صفحه (۵۱)
چهار سال اخیر این بانک تنها از طریق ۷٫۰۰۰ شرکت تعاونی در
حدود چهارصد میلیون ریال وام بین کشاورزان تقسیم نمود و بر
رویهم در حدود ۱۷ میلیارد ریال به کشاورزان مناطق مختلف کشور
وام و اعتبار داده است. با پایان مرحله دوم اصلاحات ارضی و آغاز
مرحله سوم این اصلاحات، بانک اجرای طرحهای اساسی را در دهات
مستقلاً بعهده گرفته است تا شرکتهای تعاونی روستائی بتوانند هرچه
بیشتر به تأمین احتیاجات کوچک کشاورزان بپردازند. نکته جالب
در این مورد این است که برای پرداخت وامها و کمکهای نقدی و جنسی
به کشاورزان در موارد عوامل نامساعد جوی و آفات و غیره، بجای
اینکه این کشاورزان برای رفع مشکلات خود به سراغ بانک روند،
اکیپهای سیار بانک به دهات میروند و در حقیقت این کمکی است که
با پای خود به استقبال روستاها میشتابد. البته از نظر من همه این
فعالیتها هنوز کافی نیست و حتی در مقابل آنچه باید بشود خیلی کم
است و در آینده چندین برابر آنچه تاکنون شده باید سرمایه در این کار
مصرف کنیم.
با استفاده از این امکاناتی که در اختیار کشاورز ایرانی گذاشته
میشود، اميدواريم تدریجاً درآمد سرانه چنین کشاورزی با درآمد سرانه
همکاران او در پیشرفتهترین ممالک دنیا تطبیق کند. قبلاً گفته شد
که درآمد متوسط یک خانواده کشاورز ایرانی تا قبل از اصلاحات
ارضی سالانه بین ده تا پانزده هزار ریال بود. برای اینکه فرق فاحش
بین چنین درآمدی با آنچه مورد انتظار ماست معلوم شود کافی است
مثالی بعنوان نمونه نقل گردد: چند سال پیش در مملکت هلند کنفرانسی
تشکیل شد تا به این موضوع رسیدگی کند که یک خانواده کشاورز