صفحه (۱۸۱)
و از منافع حاصله بیش از ۹۰ درصد به ایران و کمتر از ۱۰ درصد به این
گروه تعلق مییابد.
اخیرا نیز ما با کنسرسیوم نفت ایران درباره تعدیلاتی در قرارداد
خودمان با آن به توافق رسیدیم که در نتیجه آن کنسرسیوم متعهد شده
است صادرات نفت ایران را توسعه دهد و نفت خام اضافی جهت صدور
به کشورهای اروپای شرقی در اختیار ما بگذارد و لااقل ۲۵ درصد از
مناطقی را که بموجب قرارداد سال ۱۳۳۳ حوزه عمل کنسرسیوم محسوب
شده بود به ما مسترد دارد.
البته ما بازهم آرزوهای بیشتری برای شرکت ملی نفت خود
داریم، ایدهآل ما اين است که روزی شرکت ملی نفت ایران خودش
کاوش کند و نفت پیدا کند و آن را استخراج نماید و بطور خام یا
تصفیه شده با وسائل متعلق به خودش به بازارهای دنیا ببرد و در
پمپهای متعلق بخودش بفروش برساند. اصولاً ایدهآل ما چنانکه قبلاً
هم در چند مورد تذکر دادهام این است که روزی شرکت ملی نفت
ايران بزرگترین شرکت نفتی دنیا بشود. البته ممکن است این نظریات
ما صد درصد عملی نباشد، ولی مسلم است که در تحقق هر قسمتی از
آن که عملی است از هیچ کوشش و استفاده از هیچ فرصتی فروگزار
نخواهيم کرد.
اگر در نظر گیریم که ما از سال ۱۲۸۰ شمسی که در آن امتیازی
بنام «امتیازنامه نفت و موم طبیعی و معدنی» از طرف پادشاه وقت به
«ویلیام دارسی» داده شد تا حال حاضر چه اندازه در راه استیفای منافع
ملی خود از بابت نفت پیشرفت کردهايم، حق داریم درباره آینده
نیز با اطمینان خاطرقضاوت کنیم. درامتیازنامه مذکور، حق اکتشاف
صفحه (۱۸۲)
و استخراج و بهرهبرداری نفت در سراسر کشور باستثنای پنچ ایالت شمالی
به دارسی داده شده بود، و تمام اراضی مورد امتیاز و محصولات آنها که
به خارج حمل میشد از هر نوع مالیات و عوارضی معاف شده و در مقابل
فقط ۱۹ درصد از منافع خالص سالانه به دولت ایران وعده شده بود،
که درعمل کلیه مبلغی که تا هنگام لغو این قرارداد درسال ۱۳۱۱
شمسی به ایران پرداخته شد از ۱۴ میلیون لیره انگلیسی نیز کمتر بود.
در فاصله انعقاد قرارداد جدید نفتی در سال ۱۳۱۲ تا زمان ملی شدن صنعت
نفت در ایران در سال ۱۳۲۹ این مبلغ اندکی از ۱۰۶ میلیون لیره
تجاوز کرد. در یازده ساله بعداز انعقاد قرارداد با کنسرسیوم نفت ایران
تا آخر ۱۹۶۵ میلادی، درآمد ما از اين بابت به بیشاز ۳ میلیارد دلار
رسید و تنها در سال ۱۹۶۶ این رقم به ۵۶۰ میلیون دلار بالغ گردید.
برای ما توجه بدین نکته نیز بسیار مهم است که بموازات این
پیشرفتها، وضع اجتماعی کارگرانی که در این صنعت کار میکنند بکلی
تغییر کردهاست. برایاستنباط اينکه در بدو صدور امتياز نفت، به کارگران
زحمتکش ایرانی که در تأسیسات نفتی کار میکردند، با چه چشمی نگاه
میشده است بیمورد نیست تذکر داده شود که در متن فصل دوازدهم
از این امتیازنامه از ایشان فقط بعنوان «عمله و فعله که در تأسیسات
فوق کار میکنند» نام برده شده است. بدیهی است تا زمانی که این طرز فکر
نسبت به کارگران ایرانی وجود داشت، وضع امتیازنامهها و قراردادها
نیز بهتر از این نمیتوانست باشد، و اگر امروز ما میتوانیم حداکثر عواید را
با توجه به شرایط و امکانات موجود ملی و بینالمللی از صنعت نفت
خویش تحصیل کنیم برای این است که همین عملهها و فعلهها
اکنون بدل به مردمی آزاد و فهمیده و حاکم بر سرنوشت خویش شدهاند
صفحه (۱۸۳)
که دوشادوش برادران و خواهران کشاورز و اداری و سایر افراد و
طبقات شهری و روستائی سهم خود را در ترقی کشور شرافتمندانه ایفا
میکنند.
نباید فراموش کرد که ما در تحصیل عایدی از صنایع نفت،
استفاده سرشاری نیز در آینده از گازهای طبیعی حاصله از نفت که مدتی
دراز میسوخت و بهدر میرفت بعمل خواهيم آورد، بدین ترتیب که
از یکطرف برای مصارف مختلف داخلی کشور و برای صنایع پتروشیمی
و کود شیمیائی و غیره بین ۲ تا ۶ میلیارد متر مکعب در سال از آنها
استفاده خواهيم کرد، و از طرف دیگر مقدار معتنابهی از آنها را که
تا ۱۰ میلیارد متر مکعب در سال خواهد رسید طبق قرارداد به اتحاد
جماهیر شوروی خواهيم فروخت. برای انتقال این گاز از خوزستان به
آستارا، ما اقدام به لولهکشی سرتاسری خواهيم کرد که فقط برای
ساختن آن ۳۰۰ میلیون دلار سرمایهگزاری میشود و بدین ترتیب طرح
بسیار عظیمی بمرحله اجرا درمیآید که اهمیت آن از کارخانه ذوب
آهن کمتر نیست. تمام ورقههای فولادی که برای این لولهکشی عظیم
لازم است در کارخانه لولهسازی که در خود ایران بکار خواهد افتاد
تبدیل به لوله خواهند شد.
یکی دیگر از کوششهای اساسی ما در راه بالا بردن سطح زندگی
و اقتصاد مملکت، تولید و توزیع هرچه بیشتر نیروی برق درسراسر کشور
است. هدف نهایی ما این است که این نیرو در تمام مملکت بحداکثر امکان
تعمیم یابد و حتی کوچکترین روستاهای کشور از آن محروم نمانند،
زیرا این مسلم است که نیروی برق در تمدن امروزی بشر مایه اصلی
گردش چرخ زندگی است، و هرقدر این نیرو در کشوری بنسبت
جمعیت آن بیشتر مورد استفاده قرار گرفته باشد نشان آن است که
ص (۱۸۴)
آن ملت رشد بیشتری یافته است . درسال ۱۹۲۰ لنین طی گزارشی آینده
کشور پهناور شوروی را در گرو الکتریکی شدن هرچه بیشتر آن کشور
دانست، و این حقیقت در مورد هر کشور در حال توسعه دنیای امروز
صادق است.
بمنظور تنظیم و اجرای برنامههای لازم در این مورد، در سال
۱۳۴۲ وزارت مستقلی بنام وزارت آب و برق تأسیس شد تا به جمعآوری
آمار و اطلاعات مربوط به منابع تولید نیرو از آب و حرارت و بررسی دقیق
نیازمندیهای برق کشور بپردازد و برنامه لازم را برای تعمیم برق در
سراسر کشور تنظیم کند و با توجه به امکانات بمورد اجرا گذارد.
اکنون گذشته از نیروی برقی که از مراکز صنایع نفت خوزستان
و از سدهای متعدد بزرگ و کوچک ابران و از سایر وسائل بدست میآید،
طرحهای متعدد دیگری نیز منجمله طرح برق کمربندی رشته البرز
که مناطق واقع بین رشت و گرگان را شامل میشود در دست مطالعه
است.
در روی رودخانه ارس طبق قرارداد های منعقده با دولت اتحاد
شوروی سدهائی که میباید در آینده مورد استفاده طرفین قرار گیرد
در دست ایجاد است که ممکن است ظرفیت تولید برق آنها درمرحله
نهایی به یک میلیون کیلو وات برق برسد. درسواحل مازندران
نقشههایی برای بکار انداختن چاههای نیمه عمیق بوسیله برق در
دست اقدام است.
ظرفیت تولید نیروی برق کل کشور که درسال ۱۳۲۰ در حدود
۱۲۰٫۰۰۰ کیلووات بود درحال حاضر به قریب یک میلیون کیلو وات