صفحات

جستجو در مندرجات کتاب

۲۰.۷.۰۵

صفحه ۱۶۱ تا ۱۶۴

صفحه (۱۶۱)


۹


خانه‌های انصاف



اصل عدالت بمفهوم وسیله احقاق حقوق افراد، باندازه تمدن

بشری قدیمی است، زیرا مسلماً از روزیکه افراد انسانی با یکدیگر سر و

کار داشته‌اند برای حل اختلافات خود ناچار از وضع مقررات و اصولی

شده‌اند که هر قدر اجتماع وسیع‌تر و پیشرفته‌تر شده طبعاً این اصول و

مقررات نیز دقیق‌تر و پیچیده‌تر شده است. شاید بتوان گفت که اساساً

قانون و عدالت - ‏ بهر صورتی که این دو کلمه در ادوار مختلف معنی

شده باشند - اساس قوام هر حکومت و هر اجتماعی در هر عصر و زمان

بوده‌است، زیرا بهرحال هیچ اجتماعی نمی‌تواند بدون داشتن قوانینی

معین و لازم‌الاجرا زندگی کند. چه مذاهب آسمانی، چه آثار فلاسفه

و حکما و متفکران، چه پندها و مواعظ نویسندگان و شعرا، همواره

قانون و عدالت را رکن اصلی اجتماع دانسته‌اند.


البته نه می‌توان گفت که این‌ قوانین همیشه عادلانه و منصفانه

بوده‌اند، و نه می‌توان گفت که اجرای آنها هميشه بصورتی بی‌طرفانه و

بی‌غرضانه انجام گرفته است، زیرا متأسفانه غالباً در هر عصر و زمانی

اقویا کوشیده‌اند تا از راه‌های مختلف قوانین را بنفع خود بمورد اجرا

گذارند و بسود خویش از آنها بهره‌برداری کنند، و بدین ترتیب بیشتر

اوقات قانون وسیله‌ای برای تأمین امتیازات و منافع طبقات ممتاز بوده

و افراد و طبقات پائین اجتماع از برخورداری‌ واقعی از مفهوم آن محروم

مانده‌اند.



صفحه (۱۶۲)


ما با اجرای نهمین اصل انقلاب ایران کوشيديم تا در درجه

اول این وضع را بکلی تعدیل کنیم، یعنی طبقه روستائی و کشاورز

کشور را باندازه هر طبقه دیگری از نعمت عدالت بهره‌مند سازيم، و

برای اینکار از منطقی‌ترین راه‌ها اقدام کردیم یعنی بجای اینکه

روستائی را برای احقاق حق خودش به شهرها و احیاناً به پایتخت

بکشانیم عدالت را به نزد او در روستای او بردیم.


قبل از تشریح آنکه این کار انقلابی با چه صورت انجام گرفت

و چه نتایجی از آن به دست آمد، می‌باید همچنانکه در مورد سایر اصول

انقلاب ایران تذکر دادم، اين حقیقت را با خوشوقتی متذکر شوم

که ما دراین راه بر اساس عالی‌ترین سنن تمدن ایرانی و تمدن اسلامی

عمل کردیم، البته شاید هیچوقت در اجتماع ایران اجرای عدالت

بدین صورت که ما آن را از محروم‌ترین طبقات و از دورترین روستاهای

کشور آغاز کردیم انجام نگرفته بود، ولی بهرحال اصل اجرای عدالت

همواره از اصول عالیه حکومت و جامعه ایرانی بوده، و مایه سربلندی

ما است که این حقیقت نه تنها از طرف خود ما بلکه بخصوص ازجانب

مخالفان و حتی دشمنان گذشته‌ ما مورد گواهی قرار گرفته است.


هردوت و بسیاری دیگر از مورخان یونانی بارها از توجه خاص

ایرانیان به اجرای مقررات قانون و عدالت یاد کرده‌اند. افلاطون در چند

جا با ستایش از سخت‌گیری ایرانی‌ها در اجرای عدالت سخن می‌گوید.

گزنفون می‌نویسد که ایرانیان غالباً جوانان خود را در دادگاه‌ها حاضر

می‌کنند تا جریان دادرسی را از نزدیک ببینند و از همان هنگام جوانی

با طرز اجرای عدالت آشنا شوند.


منشور آزادی‌بخش کورش بطوریکه همه‌ می‌دانیم برای‌ توده‌های



صفحه (۱۶۳)


وسيعی از محرومین و اسرا که اسیر مقرراتی ظالمانه بودند عدل

و انصاف بارمغان آورد. در کتیبه‌ای که از داریوش در نقش رستم باقی

مانده است وی می‌نویسد: «اهورمزدا از آن جهت مرا یاری کرد که

من و دودمانم بد دل و بی‌انصاف نبودیم. من کوشیدم تا همواره با

حق و عدالت پادشاهی کنم»، و همین کتیبه حاوی این پند عالی

است که: «ای آنکه پس از من شاه خواهی بود کسی را که بیداد

کند دوست مباش و از او با شمشیر بازخواست کن».


محققاً پیشرفت‌های فراوان پارسیان که بر اساس اجتماع سالم

و نیرومند آنان تکیه داشت‌ تا حد زیادی مرهون همین‌ سخت‌گیری در اجرای

عدالت بود، و این سخت‌گیری حتی گاه صورتی پیدا می‌کرد که امروز

برای ما صحه گذاشتن به آن دشوار است. مثلا پلوتارك نقل می‌کند که

کمبوجیه شاهنشاه هخامنشی قاضی عالی‌رتبه‌ای را که رشوه گرفته بود

محکوم به اعدام کرد و دستور داد که پوست او را بکنند و روی مسندی

که وی در زندگی خود بر آن می‌نشست بگسترانند تا بعد از او هر قاضی

که بجای وی نشیند وظیفه خویش را از نظر دور ندارد. درباره انعطاف

ناپذیری و ثبات قوانین دادگستری ایران نقل این جمله از کتاب آسمانی

تورات جالب است که: «مگر این قانون ایران است که تغییر ناپذیر

باشد؟».


در زمان ساسانیان به مردم این حق داده شده بود که در روزهای

معینی شکایات خود را به شخص شاهنشاه که سواره در صحرای وسیعی

بر بالای بلندی می‌ایستاد تقدیم دارند و از او دادرسی بخواهند، البته

نمی‌توان گفت که این طرز کار کاملاً عادلانه بود، زیرا رسیدگی به

تظلمات و احقاق حق شاکیان می‌باید نه با سلیقه شخصی بلکه بر اساس



صفحه (۱۶۴)


موازین و مقررات حقوقی صورت گیرد. ولی بهرحال این سابقه کافی

است تا از توجهی که در ایران‌ به امر عدالت‌ مبذول‌ می‌شده است حکایت کند.


در ایران ساسانی مرجعی عالی برای دادرسی وجود داشت که

بعداً در متون اسلامی آنرا «قاضی القضاة» ترجمه کردند. طبق گفته

مورخان اسلامی دیوانی نیز در عصر ساسانی معادل دیوان‌ عالی کشور

وجود داشته که ایشان نام آن را به «دیوان مظالم» ترجمه کرده‌اند.


وقتی که اسلام با تعالیم عالیه خود به ایران راه‌ یافت طبعأً لزوم اجرای

عدالت جنبه یک فریضه مذهبی پیدا کرد، زیرا اسلام در درجه اول

دین حق و دین عدالت بود، در قرآن کریم بصراحت گفته شده‌ است که:

«خداوند همه‌ شما را به عدل و داد فرمان‌ می‌دهد»(۱) و «خداوند بیدادگران

را دوست ندارد»(۲). دراین باره گفته حضرت رسول اکرم نیز بسیار

جالب است که: «مملکت با کفر پایدار می‌ماند، ولی با ظلم پایدار

نمی‌ماند»(۳).


حضرت علی علیه‌السلام در نامه معروف خود به مالک اشتر

می‌نویسد: «مکرر از رسول خدا شنیدم که می‌فرمود هرگز امتی رستگار

نمی‌شود مگر آنکه در آن حق ضعیف بدست قوی پایمال نگردد».


داستانی که درباره خود حضرت علی حکایت کرده‌اند نشان

می‌دهد که دلبستگی و علاقه آن مرد بزرگ به عدالت تا چه پایه

بوده است. طبق این روایت یکبار علی با مردی که از وی شاکی

بود برای داوری به نزد عمر که در آن وقت خلیفه مسلمین بود رفت. وقتی


------------

۱ - ان الله یأمرکم بالعدل و الاحسان

۲ - ان الله لا یحب الضالمین

۳ - الملک یبقی بالکفر، و لا یبقی بالظلم

صفحه ۱۵۷ تا ۱۶۰

صفحه (۱۵۷)


شد فعالیت‌های جاری سازمان‌های اداری برای تأمین این منظور کفایت

نمی‌کرد و بنابراین اتخاذ راه‌هائی انقلابی ضرورت داشت. بر این اساس

بود که تصمیم به تشکیل سپاهی بنام «سپاه ترویج و آبادانی» گرفته

شد که افراد آن وظایفی را مشابه با وظایف نفرات دو سپاه دیگر در

زمینه‌های مربوط به کار خویش انجام دهند، یعنی همراه خود عمران

و آبادانی و اصول پیشرفته مترقی کشاورزی و طرز فکر نوین اجتماعی

را به دهات ایران ببرند.


بارها بمناسبت‌های مختلف این نکته را متذکر شده‌ام که کار

نوسازی کشور فقط وقتی واقعاً نتیجه‌بخش‌ می‌تواند باشد که‌ از کوچک‌ترین

واحدهای اجتماعی آغاز شود، بر این اساس کار ترویج و آبادانی نیز

می‌بایست نخست قراء و قصبات کشور را در بر گیرد، و این وظیفه‌ای است

که بر عهده سپاهیان ترویج و آبادانی نهاده شده است. وظایف این افراد

بموجب قانون تشکیل سپاه ترویج و آبادانی که از بیست و هشتم دی‌ماه

۱۳۴۳ بمورد اجرا گذاشته شد، و آئین‌نامه اجرائی این قانون که بنا

بر پیشنهاد وزارت کشاورزی و با موافقت وزارتخانه‌های جنگ و آبادانی

و مسکن و کشاورزی و اقتصاد و با رعایت امکانات وزارت کشاورزی

و وزارت جنگ تنظیم گردیده، تعیین می‌شود.


نخستین دوره سپاهیان ترویج و آبادانی شامل قریب ۵۰۰ نفر

لیسانسیه و دیپلمه بود که در ۳۰ اکیپ سرپرستی در ۲۲۴ دهکده

مستقر شدند. در دو دوره بعد قریب ۱٫۴۰۰ سپاهی‌ دیگر بکار پرداختند،

بطوریکه تا سال جاری جمعاً قریب ۲٫۰۰۰ سپاهی ترویج و آبادانی

به روستاهای مختلف کشور رفته‌اند.


از زمره وظایفی که بعهده هر سپاهی ترویج و آبادانی محول شده



صفحه (۱۵۸)


تنظیم و تکمیل پرسشنامه‌ای بنام‌ «شناسنامه ده» است که نتایج مطالعات

سپاهی را درباره اوضاع و احوال طبیعی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی

و کشاورزی دهکده شامل می‌شود، هدف از تنظیم این شناسنامه این

است که معلوم شود روستای مورد فعالیت سپاهی از جهات مختلف در

چه شرایطی قرار دارد تا وی بتواند برنامه کار خویش را با توجه به

مشکلات و مسائل دهکده و ساکنان آن در زمینه‌های مختلف کشاورزی

و دام‌پروری و عمرانی ترتیب دهد و در ضمن این اطلاعات را دراختیار

وزارت کشاورزی بگذارد.


هر سپاهی ترویج و آبادانی موظف است طی دوره خدمت خویش

در حوزه عمل خود اقدام به اجرای برنامه‌های آموزشی برای مردم

دهکده در امور کشاورزی و دام‌پروری و بالا بردن منظم سطح اطلاعات

زارعین و فرزندان آنها کند. بدین منظور هر سپاهی باید وسیله ایجاد

حداقل یک‌هزار متر مربع مزرعه آموزشی‌ را با استفاده از بذری که از طرف

وزارت کشاورزی در اختیار او گذاشته می‌شود توسط خود زارعین ده

فراهم سازد و از این مزرعه بعنوان نمونه برای تعليم نحوه آماده

کردن زمین و کشت بذر و برداشت محصول و معرفی بهترین انواع

بذرها و طرز مصرف کود شیمیایی و دفع آفات و نحوه صحیح آبیاری و

وجین و غیره استفاده کند. همچنین هر سپاهی می‌باید وسیله ایجاد

یک باغ نمونه را با حداقل یک‌هزار متر مربع مساحت توسط خود زارعین

فراهم کند و در آن کشاورزان و باغداران‌ را با نحوه صحیح کاشت‌ درختان

میوه و تهیه خزانه و روش صحیح پیوند زدن آشنا سازد. هر سپاهی

باید در محل مأموریت خود حداقل دویست رأس گاو و گوسفند

را علیه بیماری‌های دامی شایع در محل با وسائلی که در اختیار

او گذاشته می‌شود تلقیح کند، همچنین طرز اصلاح اصطبل‌های دامی



صفحه (۱۵۹)


را از لحاظ رعایت اصول صحیح تهویه و نور و بهداشتی کردن اصطبل

به آنها بیاموزد و در نقاطی که برای پرورش زنبور عسل مناسب است

کندوهای قدیمی‌ را با کندوهای‌ جدید تعویض کند و روستائیان را با اصول

صحیح زنبورداری آشنا سازد. هر سپاهی باید بمنظور حفظ محصولات

کشاورزی و دامی از خطر آفات نباتی و آفات دامی، سموم مختلفی را

که در اختیارش گذاشته می‌شود با راهنمائی و کمک فنی کارشناسان

کشاورزی اکیپ سرپرستی، مورد استفاده قرار دهد و طی برنامه‌های

آموزشی ماهیت این آفت‌ها و سمومی را که باید در هر مورد بکار

رود و طرز مصرف آنها را به روستائیان بیاموزد. هرسپاهی باید بمنظور

آموزش نحوه مصرف کودهای‌ شیمیایی و نشان دادن مزایای استفاده‌ از این

کودها در افزایش میزان محصول حداقل در مساحت یک‌هزار و پانصد متر

مربع محصولات زراعی و زمین‌های سبزی، کود شیمیایی مصرف کند.


بالاخره هر سپاهی موظف است بمنظور آموزش مسائل زندگی

اجتماعی به جوانان روستائی، حداقل یک باشگاه با عضویت پانزده

تا بیست و پنج نفر از فرزندان کشاورزان تشکیل داده و از طریق انتخاب

و اجرای طرح‌های کوچک و کارهای تولیدی کشاورزی و دام‌پروری

و اجرای فعالیت‌های اجتماعی و دسته‌جمعی تعاونی، آموزش لازم را

به آنها بدهد. برای راهنمائی این سپاهیان در طرز تشکیل این باشگاه‌ها

نشریه مخصوصی که از طرف سازمان‌ سپاه ترویج و آبادانی چاپ می‌شود

در اختیار هر یک از آنها قرار می‌گیرد.


با چنین برنامه کاری است که اکنون سپاهیان ترویج و آبادانی

در هر دوره رهسپار روستاهای کشور می‌شوند تا همچنانکه سپاهیان

دانش و بهداشت با خود سواد و تندرستی را به روستاها می‌برند، اینان



صفحه (۱۶۰)


اصول نوین کشاورزی و آبادانی یعنی‌ پایه‌های بالا بردن سطح زندگی

کشاورزان و روستائیان را برای آنها ارمغان برند و وضع موجود

روستاهای ایران را بکلی‌ تغیبر دهند و آنها را به صورتی که شایسته جامعه

نوین کشور ما است درآورند.


بدیهی است همچنانکه در مورد اجرای ساير اصول انقلاب

تذکر دادم، آنچه تاکنون انجام گرفته از نظر من مقدمه و طلیعه‌ای

در برابر آنچه باید در آینده انجام گیرد بیش نیست. کاری که امروز

سپاهیان ترویج و آبادانی انجام می‌دهند کار پرارزشی است، ولی برنامه

واقعی که در اجرای آن سهم موثری به ایشان محول شده است برنامه‌ای

بسیار عظیم و سنگین است، زیرا مأموریت ایشان را فقط وقتی پایان

یافته تلقی می‌توان کرد که در سراسر کشور روستاهای‌ ما بصورت مراکزی

همسنگ جدیدترین روستاهای جوامع مترقی درآمده و از کامل‌ترین

ترقیات فنی از لحاظ راه و برق و آب و ساختمان‌های بهداشتی و مدارس

و ورزشگاه‌ها و کتابخانه‌ها و سینماها و سازمان‌های تعاونی و آموزشی

و اجتماعی و بیمه‌های گوناگون و سایر چیزهائی که‌ لازمه زندگانی

مترقی کنونی است برخوردار شده باشند، و از زمینی که در اختیار دارند

با استفاده از بهترین اصول فنی و علمی عصر حاضر بنحو اکمل استفاده

برند. مسلماً این توقع بسیار سنگین و میان شرایط و امکانات کنونی

ما با تحقق این هدف راهی بس دراز فاصله است، ولی فراموش نکنيم

که تحرک و جهش انقلاب‌ ما نیز بهمین اندازه وسیع و همه‌جانبه است،

و در این راه گذشته از عنایات الهی، اصالت انقلاب ایران و شایستگی

و لیاقت ذاتی روستائیان و کشاورزان ایرانی و شهامت و ایمان‌ سپاهیان

انقلاب و اراده خلل‌ناپذیر ملت ما به‌ تحقق کامل انقلابی که با تأکید

قاطع خود او صورت گرفته است ضامن نیل به این هدف خواهد بود.

صفحه ۱۵۵ تا ۱۵۶

صفحه (۱۵۵)


۸


سپاه ترویج و آبادانی



سپاه ترویج و آبادانی که سومین سپاه انقلاب ایران بود طبق

فرمانی که در اول مهرماه ۱۳۴۳، صادر کردم ایجاد گردید، و هدف از

تشکیل آن تکمیل برنامه‌ای بود که با انجام اصلاحات ارضی آغاز

شده بود.


بطوریکه قبلا تشریح شد اصلاحات ارضی وضع کشاورزان ایران

را از صورت استثماری گذشته بیرون آورد و مالکیت ارضی و کار کشاورزی

را بر پایه تازه‌ای مناسب با اصول عدالت اجتماعی و حقوق انسانی

افراد قرار داد و از این حیث نظام مترقی نوینی را جانشین نظامی کهنه

و عقب‌مانده کرد.


ولی آیا کار اصلاحات ارضی‌ با این تحول به پایان‌ رسیده‌ بود؟ خیر!

درست بعکس. کار واقعی تازه از این مرحله به بعد آغاز می‌شد، یعنی

در پرتو این وضع جدید بود که می‌بایست در بالا بردن سطح تولید و

بهره‌برداری کشاورزی و در نتیجه بالا رفتن سطح زندگی روستائی

و کشاورز ایرانی اقدام گردد.


این امر مستلزم انجام تحول اساسی و عمیقی در سیستم کشاورزی

ایران بود. می‌بایست کشاورزی ایران از صورت ابتدائی سابق بیرون

آید و بدل به یک کشاورزی‌ مکانیزه و کاملا مدرن بشود. می‌بایست طرق




صفحه (۱۵۶)



تازه‌ای منطبق با جدیدترین اصول فنی جهان بمنظور ازدیاد تولیدات

زراعی و دامی مورد عمل قرارگیرد. می‌بایست روستاها نوسازی شوند

و از صورت نامناسب گذشته بصورت مراکزی سالم و کاملا بهداشتی

درآیند. می‌بایست این روستاها روز بروز بیشتر با شاهراه‌های مملکت

ارتباط یابند. می‌بایست نیروی برق به تمام دهات ایران حتی دورافتاده‌ترین 

آنها راه یابد. می‌بایست صنایع روستائی بصورتی صحیح از حیث

کمیت و کیفیت توسعه و بهبود و ترویج یابند. می‌بایست اطلاعات فنی

کشاورزان روز بروز بیشتر شود تا ایشان بتوانند به بهترین‌ صورتی اصول

جدید کشاورزی را بکاربرند و طبق اصول فنی از کود شیمیایی و آب

و برق و غیره استفاده کنند و محصولات خویش را از آفات و امراض

زراعتی محفوظ دارند و در امر دام‌داری که غالبا توأم با کشاورزی

است از اطلاعات فنی‌ جدید بهره‌مند گردند. بطور کلی می‌بایست کشاورزان

ایران‌ نو از هر جهت بیآموزند که چگونه می‌باید بهتر کار کرد و بهتر

از زمینی که در اختیار آنهاست بهره‌برداری کرد و بهتر زندگی کرد.

در تحقق این اصول طبعاً سازمان‌های تعاونی کشاورزی یعنی

تعاونی‌های تولید، تعاونی‌های توزیع، تعاونی‌های مصرف، اهمیت درجه

اول دارند و بنابراین شرکت در این تعاونی‌ها و استفاده از آنها نیز

از مسائلی بود که می‌بایست کشاورزان ایرانی با آن آشنایی یابند،

یعنی نه‌تنها لازم بود ایشان اطلاعات فنی و حرفه‌ای خود را تکمیل کنند و

آنها را با شرایط کشاورزی جدید تطبیق دهند، بلکه می‌بایست طرز فکر

اجتماعی آنان نیز بر اساس مقتضیات دنیای مترقی تغییر یابد.

چنین تحولی کاری بود عظیم که می‌بایست در مدت محدودی

انجام پذیرد، و همچنانکه درمورد سپاه‌های دانش و بهداشت گفته

صفحه ۱۵۳ تا ۱۵۴

صفحه (۱۵۳)


سخنرانی کرده و ۱٫۵۰۰ حلقه فیلم‌های مخصوص مسائل بهداشتی

برای آنان نمایش داده‌اند. در همین مدت از طرف افراد این سپاه

و با کمک اهالی روستاها قریب ۴٫۰۰۰ چاه آب و بیش از ۱٫۰۰۰ چشمه

یا قنات حفر یا بهداشتی شده، نزدیک به ۱۵۰ درمانگاه ساخته یا

تعمیر شده، قریب ۱٫۰۰۰ حمام با اصول بهداشتی ساخته یا اصلاح

شده و در ۲۷ قریه لوله‌کشی آب بعمل آمده است.


علاوه بر سهمیه‌های عادی لوازم واحد‌های این سپاه‌ها،

سهمیه‌های اضافی داروهای ضد تراخم و سل و جذام و کچلی و راشیتیسم

و مقادیر زیادی شیرخشک و داروهای پروتئین‌دار در اختیار این

سپاهیان قرار گرفته است.


مقصود از ذکر همه این اسامی و ارقام این است که بطور

کلی نوع کار سپاهیان بهداشت و وظایفی که بعهده دارند و اقداماتی

که در بالا بردن سطح بهداشت روستاها انجام می‌دهند روشن شده باشد.


فعالیت این سپاهیان باعث شده است که بسیاری از روستائیان

کشور ما که تا چندی پیش بعلت عدم آگاهی و غالباً عدم اعتماد

به سازمان‌های دولتی اساساً از مراجعه به پزشک احتراز داشتند و برای

دوای درد خود و افراد خانواده خویش بیشتر بسراغ رمال و دعانویس

می‌رفتند، امروزه نه تنها با سپاهیان بهداشت در امر پیشگیری از بروز

بیماری‌ها همکاری می‌کنند، بلکه وسیله تسهیل کار ایشان را در اصلاح

وضع بهداشتی روستاها داوطلبانه فراهم می‌سازند، و از این راه به بهبود

بهداشت دهات و تقلیل مرگ و میر نوزادان و تأمین سلامت بیشتری

برای خود و اعضای خانواده خویش، و در نتیجه بالا رفتن نیروی کار



صفحه (۱۵۴)


و قدرت تولید در دهات ایران کمک می‌کنند. این مسلماً بهترین ارمغانی

است که انقلاب ایران از راه سپاهیان بهداشت خود به جامعه ایرانی

داده است.


بدیهی است نظر نهائی ما این است که نه فقط دامنه کار این

سپاهیان هرچه بیشتر توسعه یابد، بلکه تمام شهرها و روستاهای

ما دارای بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های مجهز گردند و پزشک کافی در

اختیار همه آنها قرار گیرد و بوسیله بیمه‌های گوناگون اجتماعی

عموم ایشان در موارد احتیاج، امکان استفاده از کلیه وسائل و مراکز

طبی لازم‌ را داشته باشند و بدین طریق روز بروز بیشتر محیط ناسالم و

پر مرگ و میر سابق جای خود را به قلمرو تندرستی و کار و پیشرفت

بسپارد.

صفحه ۱۴۹ تا ۱۵۲

صفحه (۱۴۹)


ابن‌سینا بعنوان مهم‌ترین اثر مدون علم طب در سراسر دنیای اسلام

و حتی در دانشگاه‌های بزرگ غرب تدریس‌ می‌شد و نسخه‌های چاپی

این کتاب که چهار قرن پیش در شهر رم بچاپ رسید بقیمت گزاف

دست به دست می‌گشت.


در دانشگاه تهران دانشکده طب نخستین دانشکده‌ای بود که

شروع بکار کرد و این دانشکده همچنان از لحاظ تعداد دانشجویان

و وسعت لوازم کار مهم‌ترین دانشکده‌های این دانشگاه است. در

غالب دانشگاه‌های دیگر ایران نیز توجه خاصی به تحصیلات طبی

مبذول می‌شود.


ولی آن کاری که با تشکیل سپاه بهداشت انجام گردید این

بود که حاصل این تحصیلات و تجارب پزشکی‌ مورد استفاده توده‌های

وسیعی قرار گیرد که در درجه اول در نقاط گمنام و دور افتاده کشور

به آن احتیاج داشتند، زیرا مسلم است که بهرحال پایتخت و

شهرهای بزرگ کشور از این حیث دچار مشکل زیادی نیستند. آنچه

لازم بود به پیروی از روح و اصل انقلاب ایران برای آن چاره‌جوئی

شود تبعیض فاحشی بود که از این بابت میان شهرها و دهات ایران

وجود داشت. اگر می‌بایست پنج اصلی که پیوسته بدان اشاره کرده‌ام،

یعنی بهداشت و خوراک و پوشاک و مسکن و فرهنگ برای همه تأمین

شود، در این صورت طبعاً لازم بود که بهداشت در اختیار همه قرار

گیرد، و از این حیث شهرنشینان بدون‌ جهت امتیازی به روستانشینان

نداشته باشند.


بدیهی است سازمان‌های مختلف وزارت بهداری و نیز مؤسسات

متعدد خیریه کشور امکانات خود را در این راه بکار برده‌اند و می‌برند.



صفحه (۱۵۰)


بودجه وزارت بهداری در سال‌های اخیر افزایش فوق‌العاده‌ای یافته

و تعداد بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها ومراکز بزرگ و کوچک سال بسال

زیادتر شده است. در عین‌حال مؤسسات خیریه‌ای از قبیل سازمان‌های

وابسته به شهبانوی ایران و جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران و سازمان

شاهنشاهی خدمات اجتماعی و سازمان‌های متعدد دیگر فعالیت‌های

وسیعی در این مورد دارند که واقعاً مایه خوشوقتی است، معهذا همچنانکه

در مورد سپاه ترویج و آبادانی نیز تذکر خواهم داد، انقلاب ایران

اقتضا می‌کرد که ما در این‌باره به فعالیت‌های اداری و اجتماعی که از

راه‌های عادی و جاری صورت می‌گرفت اکتفا نکنيم، و برای پاسخگوئی

به احتیاجات حیاتی توده‌های وسیع مردم کشور بخصوص آنهائی

که نسبت بدیگران در شرایط نامساعدتری بسر می‌بردند، از راه‌هائی

انقلابی وارد شویم. سپاه بهداشت سپاهی بود که بر همین اساس بوجود

آمد و نظری به نتایج کار این دسته از سپاهیان انقلاب در همین

مدت کوتاهی که از آغاز فعالیت‌ آنها می‌گذرد نشان می‌دهد که تشکیل

این سپاه تا چه اندازه مفید و ثمربخش بوده‌ است، هرچند که این‌ نتایج

در مقابل آنچه مورد انتظار ما است و آن هدف وسیعی که از

تشکیل چنین سپاهی در نظر بوده است هنوز بسیار ناچیز است و در واقع

قدم اولی در راهی بسیار طولانی بیش نیست.


طبق قانونی که در امر تشکیل سپاه بهداشت به تصویب مجلسین

ایران رسید، این سپاه مرکب شده‌است از: پزشکان، دندان‌پزشکان،

داروسازان، مهندسان، بهیاران و دارندگان گواهینامه‌های لیسانس

و فوق لیسانس و دیپلمه عالی که خدمت سربازی خود را پس از طی

یک دوره چهارماهه آموزشی در نقاط مختلف روستائی کشور می‌گذرانند،



صفحه (۱۵۱)


و در این نقاط به معالجه بیماران و پیشگیری بیماری‌ها و ایجاد محیط

و شرایط سالم بهداشتی و راهنمائی‌ روستائیان در امور مربوط به تندرستی

آنان می‌پردازند.


اولین دوره افراد سپاه بهداشت در شهریورماه سال ۱۳۴۳ به خدمت

احضار شدند. تاکنون نفرات سه دوره اول که جمعاً بیش‌از ۱٫۱۰۰ نفر

بوده‌اند خدمت خود را به پایان رسانیده‌اند و نفرات دوره‌های چهارم

و پنجم که آنها نیز بر روی هم کمی بیش از ۱٫۱۰۰ نفر هستند هم‌اکنون

در روستاها مشغول خدمتند و نفرات دوره ششم که ۱٫۲۰۰ نفر می‌شوند

پیش از پایان سال جاری روانه روستاها خواهند شد.


درحال حاضر بطور کلی درحدود ۵۰۰ واحد پزشکی سیار و ثابت

و دندان‌پزشکی و آزمایشگاهی و آموزش بهداشت و کمک مهندسی

بهداشت در مناطق روستائی کشور خدمت می‌کنند. هر واحد سیار پزشکی

داروها و وسائل لازم برای سی‌ تا پنجاه قریه را با جمعیتی معادل ده تا پانزده

هزار نفر در اختیار دارد.


بد ین ترتیب سپاه بهداشت در حال حاضر با واحدهای سیار و ثابت

پزشکی خود احتیاجات تقریباً ۱۴٫۰۰۰ قریه را با جمعیتی بیش از

۵ میلیون نفر جمعیت تأمین می‌کند.


سپاه بهداشت دارای واحدهای مخصوص پزشکی، پزشکان

بیماری‌های قلب و گوش و حلق و بينی و بیماری‌های اطفال، و پزشکان

جراح است. برای هر ده تا دوازده واحد این‌ سپاه یک پایگاه بخصوص

تدارک و تجهیز واحدها پیش‌بینی شده است که هر یک از آنها دارای

آزمایشگاه، واحد دندان‌پزشکی، واحد بهداشت و واحد کمک مهندسی

بهداشت است.


وظیفه سپاهیان بهداشت محدود به امور درمانی نیست، بلکه

بخصوص امور بهداشتی را شامل می‌شود، افراد این سپاه کار تلقیح



صفحه (۱۵۲)


ضد آبله و دیفتری و سیاه سرفه و کزاز را بمقیاس وسیعی انجام

می‌دهند. همچنین در موارد ضروری این عده وظیفه مهمی در تلقیح سایر

واکسن‌های لازم دارند، چنانکه تنها در سال ۱۳۴۴ متجاوز از

سه میلیون نفر درمناطق روستائی توسط واحدهای سپاه بهداشت بر ضد

بیماری وبا تلقیح شدند.


از طرف دیگر این سپاهیان با کمک قسمت مهندسی بهداشت

وزارت بهداری، عهده‌دار فعالیت وسیعی در امر حفر چاه‌ها، نصب

تلمبه‌های دستی، بهداشتی کردن قنات‌ها و چشمه‌ها، تبدیل حمام‌های

خزینه به حمام‌های دوش، لوله‌کشی قراء و سایر امور مربوط به

بهداشت روستاها هستند. جلب اعتماد و علاقه روستائیان به کار

افراد این سپاه باعت شده است که همچنانکه درمورد سپاهیان دانش

مشهود است، خود این روستائیان در غالب موارد به طیب خاطر قسمت

عمده از مخارج کار را بر عهده بگیرند، چنانکه تاکنون در قراء مختلفی

که مرکز فعالیت گروه‌های ثابت و سیار سپاهیان بهداشت بوده بیش

از یک‌صد درمانگاه که هزینه‌ ساختمان بعضی از آنها از یک میلیون‌ ریال

متجاوز شده است توسط خود اهل محل ساخته شده و در اختیار واحدهای

سپاه بهداشت قرار گرفته است.


آمارهای رسمی وزارت بهداری حاکی است که در دو ساله اول کار

افراد این سپاه یعنی تا آخر شهریورماه سال ۱۳۴۵ بیش از چهار میلیون

بار مراجعه به درمانگاه‌های سپاهیان بهداشت صورت گرفته و قریب

چهار میلیون واکسن توسط این سپاهیان تلقیح شده است.


همین آمار نشان می‌دهد که در این مدت مأمورین آموزش این

سپاه درحدوه ۱۷٫۰۰۰ بار برای مردم روستاها درباره امور بهداشتی

صفحه ۱۴۶ تا ۱۴۸

صفحه (۱۴۶)


۷


سپاه بهداشت



ایجاد سپاه بهداشت و سپاه ترویج و آبادانی و تشکیل خانه‌های

انصاف، سه اصلی بود که بعد از اعلام و تصویب اصول شش‌گانه انقلاب

به این اصول افزوده شد و بدین ترتیب تعداد اصول انقلاب را به نُه

اصل افزایش داد.


سپاه‌های بهداشت و ترویج و آبادانی بر همان اساس کلی بوجود

آمدند که قبلاً سپاه‌ دانش بوجود آمده بود، و جوابگوی همان احتیاجاتی

در دو رشته بهداشتی و عمرانی بودند که سپاه دانش در رشته آموزشی

پاسخگوی آنها بود. افراد این سه سپاه از همان آغاز کار «سپاهیان

انقلاب» لقب گرفتند و هر یک قسمتی از مظاهر ترقی و سازندگی را

با خود به روستاهایی بردند که تا همین چند سال پیش غالباً در شرایط قرون

وسطائی بسر می‌بردند.


سپاه بهداشت طبق فرمانی که در اول بهمن ماه ۱۳۴۲ صادر

کردم بوجود آمد. در این فرمان تصریح شده‌ بود که: «بمنظور تعميم

آسایش جسمی و مداوای مرضیٰ و بهداشت عمومی، سپاهی از پزشکان

فارغ‌التحصیل و لیسانسیه و دیپلمه بنام سپاه بهداشت تشکیل می‌شود

که بطور گروه‌های سیار در دهات و نقاط بی‌بهره از امکانات به خدمت

مشغول گردند». همچنانکه در مورد سپاه دانش تذکر داده شد،



صفحه (۱۴۷)


تشکیل سپاه بهداشت نیز نه تنها اقدامی بود که بر اساس روح و

مفهوم انقلاب ایران انجام گرفت، و نه فقط پاسخگوی یک احتیاج

حیاتی جامعه نوینی بود که در کشور ما پی‌ریزی می‌شد، بلکه در

عین‌حال منطبق با عالی‌ترین سنن تاریخی و مدنی ایران بود و اگر

بتوان بر اساس معتقدات مذهبی ایرانیان باستان به سپاهی نام سپاه

یزدانی داد در همین مورد است، زیرا که بموجب اصول این آئین،

بیماری و ناتندرستی یکی از مظاهر نفوذ اهریمن بود و هرکس که

در راه‌ مبارزه‌ با آن و بازگرداندن سلامت مردم می‌کوشید، در واقع در راه

پیروزی یزدان کوشیده بود.


توجه خاص به علم پزشکی و به اصول بهداری و بهداشتی

همواره یک وجه مشخص تمدن ایرانی بوده است و این توجه در

فصول مختلف تاریخ باستانی ایران بخوبی منعکس است. یک سند

تاریخی جالب که اکنون بصورت کتیبه‌ای در موزه واتیکان‌ نگاهداری

می‌شود بنحو بارزی از این توجه حکایت می‌کند. نویسنده این سند

کاهن یکی از معابد بزرگ مصر قدیم بوده و کتیبه مورد بحث که

توسط آدریانوس قیصر روم از مصر به رم انتقال یافته بود چندی

پیش در «تیوولی» نزدیک این شهر بدست آمد. در این سند چنین

نوشته شده است:


«شاهنشاه داریوش، پادشاه مصر علیا و مصر سفلی، هنگامی

که من در دربار او بسر می‌بردم به من امر فرمود که به مصر روم و در

پایتخت آن مدرسه پزشکی بسازم و وسائل تحصیل دانشجویان‌ مصری

را در آنجا فراهم کنم. به مصر رفتم و چنان کردم که شاهنشاه فرموده



صفحه (۱۴۸)


بود، برای این دانشگاه کتاب و ادوات لازم فراهم کردم و جوانان

را بدانجا خواندم و آنان را برای تعلیم بدست استادان کاردان سپردم،

زیرا شاهنشاه فایده پزشکی را بخوبی می‌دانست و می‌خواست که از این راه

جان بیماران مصری را نجات بخشد».


این توجه خاص بعدها در خود ایران بصورت ایجاد بزرگ‌ترین

مرکز پزشکی آن عصر یعنی دانشگاه معروف گندی شاپور تجلی

کرد. در این دانشگاه نه تنها متن و تفسیر یک کتاب کامل از اوستا

که اختصاص به علم طب داشت تدریس می‌شد، بلکه علاوه بر کتبی

که در خود ایران در رشته‌های مختلف پزشکی تألیف شده بود ترجمه

مهمترین کتب طبی یونانی و هندی و غیره نیز مورد استفاده بود.

حتی انوشیروان ساسانی، برزویه معروف‌ را در رأس هیأتی از دانشمندان

ایرانی به هندوستان فرستاد تا بهترین آثار علمی‌ این کشور و در درجه

اول کتب پزشکی آن را تهیه کنند و برای این دانشگاه بیاورند.


دانشگاه گندی شاپور مدت چند قرن بزرگ‌ترین مرکز پزشکی

بود و حتی در آغاز عصر اسلامی نیز این مقام خود را حفظ کرد،

بطوریکه از اطراف‌ و اکناف برای معالجه و تحصیل بدان روی‌ می‌آوردند.

وقتی هم که هارون‌الرشید خلیفه عباسی تصمیم به تأسیس بیمارستانی

در بغداد گرفت، این کار را به استادان پزشک و داروساز دانشگاه

گندی شاپور محول کرد. پس از ایجاد این بیمارستان نیز همان

استادان را غالباً باجبار برای تدریس در آن، به بغداد بردند.


شاید سهم عظیم دانشمندان طب ایران در فرهنگ و علوم

اسلامی و از آن راه در علم و فرهنگ مغرب زمین از فرط وضوح

احتیاجی به یادآوری نداشته باشد. در طول ده قرن، کتاب قانون

صفحه ۱۴۱ تا ۱۴۵

صفحه (۱۴۱)


این‌باره منتهای کوششی را که سازمان یونسکو و همه مردم نیک‌اندیش

جهان انتظار دارند مبذول دارند. در این پیام متذکر شدم که وجود

یک میلیارد نفر بی‌سواد در عصر حاضر نه تنها یک سند محکومیت

اخلاقی برای سایر مردم جهان است، بلکه از جنبه مادی و اقتصادی

نیز چنین وضعی بر زیان جامعه بشری تمام می‌شود، زیرا وجود این عده

بی‌سواد مرادف با اتلاف انرژی عظیم یک ثلث از افراد بشری است که

استعدادهای خلاقه آنان بر اثر بی‌سوادی و بی‌اطلاعی بی‌حاصل می‌ماند

و از این راه جامعه انسانی را از یک سرمایه‌گزاری وسیع اقتصادی

محروم می‌سازد. همچنین تذکر دادم که وجود این فاصله عظیم بین

توده بی‌سوادان جهان و طبقات پیشرفته خطری است که همواره در

کمین صلح و تفاهم بین‌المللی‌ است، و بنابراین هر کوششی که برای

از میان بردن چنین تبعیضی بعمل آید در واقع خدمتی است که به صلح

جهانی شده است.


در پیامی که بلافاصله بعد از آن به مجمع عمومی یونسکو در

پاریس فرستادم، با تشریح همه این مراتب از وزرای آموزش و پرورش

کشورهای عضو یونسکو دعوت کردم که بمنظور تبادل‌نظر وسیعی

در امر مبارزه جهانی با بی‌سوادی و ترتیب دادن وسائل یک همکاری

مؤثر بین‌المللی در این‌باره، کنگره خاصی تحت سرپرستی سازمان یونسکو

در تهران تشکیل دهند تا ضمناً از این فرصت برای آشنائی با طرز کار

سپاه دانش ایران و تجارب حاصله از کار دو ساله این سپاه استفاده

نمایند.


پیامی که به سران کشورها فرستادم با استقبال صمیمانه و گرم ایشان

مواجه شد، و دعوت از وزرای آموزش و پرورش کشور های عضو



صفحه (۱۴۲)


یونسکو نیز با قطعنامه‌ای که باتفاق آرا از طرف این‌ سازمان صادر شد مورد

قبول قرار گرفت. در نتیجه در شهریور ماه سال ۱۳۴۴ نخستین کنگره

مبارزه با بی‌سوادی تحت‌نظر سازمان بین‌المللی یونسکو بامیزبانی کشور

ایران در تهران تشکیل گردید.


این کنگره باظهار خود یونسکو یکی از موفقیت‌آمیزترین مجامع

فرهنگی عصر حاضر بود، و مسلماً علت اساسی این موفقیت این بود که

اعضای آن عظمت معنوی و انسانی هدفی را که بخاطر آن گرد آمده

بودند احساس می‌کردند. این کنگره برای تأمین منافع سیاسی یا اقتصادی

خاصی تشکیل نشده بود، بلکه بخاطر بشریت و بنام عالی‌ترین اصول

که با مصالح عالیه جامعه بشری کاملا تطابق داشت. در این پیشنهاد

توصیه شده بود که کشورهای جهان قسمت محدودی از اعتبارات نظامی

سالانه خود را برای کمک به امر مبارزه جهانی با بی‌سوادی در اختیار

سازمان یونسکو قرار دهند تا از این راه به حصول پیروزی در یکی از

بزرگ‌ترین پیکارهای عالم بشریت کمک کرده باشند.


در این نطق ارقامی ذکر شده بود که بخوبی اهمیت و تاثیر 

چنین اقدامی را نشان می‌داد. طبق این ارقام، هزینه نظامی در سال

۱۹۶۲ در دنیا از ۱۲۰ میلیارد دلار متجاوز بوده، که مسلماً این رقم

درحال حاضر از این خیلی بیشتر است. اگر محاسبات کارشناسان را

در باره مخارج آموزش بی‌سوادان ملاک قرار دهیم، روشن می‌شود که



صفحه (۱۴۳)


تنها ۱/۳۰ (یک سی‌ام) از مخارج نظامی سالانه جهان - حتی بمقیاس 

سال ۱۳۴۱ - برای باسواد کردن ۷۰۰ میلیون نفر بی‌سواد دنیا کافی است.

 ۱۲۰ میلیارد دلار در سال یعنی ۱۳ میلیون دلار در هر ساعت، بنابراین 

کافی است که هر کشور در عرض سال تنها از هزینه نظامی چند ساعت 

خود بنفع این هدف صرفنظر کند تا این اعتبار در راه یکی از ثمربخش‌ترین 

سرمایه‌گزاری‌های تاریخ، يعنی در راه صلح و سعادت جامعه انسانی 

بکار افتد.


این پيشنهاد با همه جنبه انقلابی آن در قطعنامه‌های نهائی

کنگره که باتفاق آراء بتصویب رسید مورد تائید قرار گرفت. قسمتی

از متن یکی از این قطعنامه‌ها چنین است: «کنگره جهانی وزرای

آموزش و پرورش ..... با توجه به عظمت و اهمیت وظائف مربوط

به مبارزه جهانی با بی‌سوادی، و وسعت منابع انسانی و مصالح و مواد

و وسائل فنی که با توسل بدانها می‌توان بی‌سوادی‌ را ريشه‌کن نمود .....

از سازمان ملل و سازمان‌های اختصاصی وابسته به آن و در درجه

اول از یونسکو، از سازمان‌های منطقه‌ای که با توسعه و عمران بطور اعم

و با آموزش و پرورش بطور اخص ارتباط دارند، از مراسمات مذهبی

و اجتماعی وفرهنگی، از بنیادهای ملی و بین‌المللی اعم از دولتی و غیردولتی،

ازمربیان، دانشمندان، علما، رؤسا و رهبران اتحادیه‌های

اصناف وتمام افراد نیک‌اندیش جهان دعوت می‌کند ..... اولاً  تصریح

و تأکید نمایند که برنامه مبارزه با بی‌سوادی جزء اصلی و لایتجزای

هرنوع طرح عمرانی در تمام ممالکی است که در آنها هنوز مشکل بی‌سوادی

وجود دارد، ثانیاً تا حد امکان و همچنین بمقتضای محیط برای جهاد

بر ضد بی‌سوادی به افزایش منابع‌ ملی و بین‌المللی قابل دسترسی بپردازند،



صفحه (۱۴۴)


ثالثاً در مورد تهیه منابع تکمیلی و اضافی برای توسعه و عمران بطور اعم

و برای تعمیم سواد بطور اخص امکانات و تسهیلات لازم فراهم آورند،

و با کاهش مخارج نظامی و نظایر آن بودجه بیشتری برای مبارزه

با بی‌سوادی تأمین کنند، رابعاً برای روشن شدن اذهان عمومی نسبت 

به مفهوم جدید آموزش بزرگسالان، از تمام وسایل و اطلاعات تحت اختیار

خود حداکثر استفاده را بنمایند».


قطعنامه‌های کنگره جهانی وزرای آموزش و پرورش در تهران

اندکی بعد در بیستمین دوره اجلاسیه سازمان ملل متحد مورد تأیید

واقع شد و در این‌باره بنوبه خود از طرف سازمان ملل متحد قطعنامه‌ای

صادر گردید که درآن اصول ذیل اعلام شده بود:


۱ - بی‌سوادی مسئله‌‌ای جهانی است که با تمام بشریت ارتباط

دارد.


۲- تعمیم سواد یکی از عوامل اساسی توسعه اقتصادی و اجتماعی

و فرهنگی درهمه جهان است.


۳ - اکنون موقع آن فرارسیده است که همه کشورهای عضو

سازمان ملل متحد در اسرع اوقات ممکن کوشش مجدانه و منظمی را

بمنظور ریشه‌کن کردن بی‌سوادی‌ در جهان بعمل آورند.


۴ - از کلیه دولت‌های جهان دعوت می‌شود که امکان افزایش

اعتبارات مخصوص تعمیم سواد را در زمینه ملی و بین‌المللی با توسل

به منابع مختلف در نظر بگیرند.


کشور ایران افتخار دارد که همچنانکه در امر پیشنهاد تخصیص

قسمتی از اعتبارات نظامی ممالک به امر مبارزه با بی‌سوادی پیشقدم بوده،


صفحه (۱۴۵)


نخستین کشوری بوده که عملاً نیز در اجرای این نظر اقدام کرده‌ است.

برای این کار، در آغاز سال جاری ایرانی یعنی بمحض آنکه بودجه

کشور به تصویب پارلمان ایران رسید، ما به سازمان یونسکو اطلاع

دادیم که معادل ۷۰۰٫۰۰۰ دلار از بودجه نظامی ایران را بمنظور

کمک به امر مبارزه جهانی با بی‌سوادی در اختیار آن سازمان قرار خواهیم

داد. مراسم اهدای این مبلغ در جریان برگزاری چهاردهمین کنفرانس

عمومی یونسکو که در آبان‌ماه سال ۱۳۴۵ در پاریس تشکیل شد انجام

گرفت. مایه خوشوقتی ما است که تاکنون چند کشور دیگر نیز در 

این‌باره اقدام کرده‌اند و امید می‌رود که دیگران هم این راه را ادامه

دهند.


در همین کنفرانس، یونسکو تصمیم گرفت هیأتی مرکب از

هجده نفر از صاحب‌نظران و متخصصان بین‌المللی‌ امر مبارزه با بی‌سوادی

بنام «کمیته جهانی پیکار با بی‌سوادی» تشکیل دهد تا مستمراً

پیشرفت نهضت پیکار با بی‌سوادی را در جهان تحت نظر داشته باشند

و مانع بروز کندی یا وقفه‌ای در این نهضت گردند. همچنین روز

هفدهم شهریور که روز گشایش کنگره جهانی تهران بود از طرف این

مجمع روز بین‌المللی مبارزه با بی‌سوادی اعلام شد.


بدین ترتیب بود که اصل ششم انقلاب ایران یعنی اصل

تشکیل سپاه دانش با تحرک و جهش بی‌نظیری که داشت از

مرزهای جغرافیائی ايران فراتر رفت و در مدتی کوتاه بصورت یک

نهضت جهانی درآمد که امید است حاصل آن برای توده‌های بی‌سوادان

ايران و جهان، نجات از جهالت یعنی از آن کابوسی باشد که بقول

شکسپیر «هیچ تاریکی از آن تاریک‌تر نیست».

صفحه ۱۳۷ تا ۱۴۰

صفحه (۱۳۷)


بهتر نیست بلکه بسیار بدتر از آن است. آمارهائی که قبلاً توسط

سازمان جهانی یونسکو تهیه شده بود نشان می‌داد که در برخی از

نقاط آسیا و افریقا نسبت بی‌سوادان از ۹۰‌ درصد جمعیت کل کشور تجاوز

می‌کند و حتی نقاطی هست که در آنها تا ۹‎٩‏ درصد مردم بی‌سوادند.

همین آمارها حکایت می‌کرد که تعداد سالمندان بی‌سواد در دنیا

بتنهایی از ۷۰۰ میلیون نفر متجاوز است و رقم کلی بی‌سوادان در دنیای

امروز حتی از یک میلیارد نفر بالاتر می‌رود.


گمان می‌کنم از آنچه در فصول گذشته این کتاب شرح داده شد

کاملا روشن شده باشد که انقلاب ما در درجه اول یک انقلاب

بشری و انسانی است که بخصوص بر اساس تأمین حقوق توده‌های

محروم تکیه دارد. لازمه چنین انقلابی طبعاً اين است که از هرگونه

خودخواهی و تنگ‌نظری بدور باشد و پیشرفت خویش را نه تنها

در چهارچوب منافع ملی خود بلکه در پیشرفت همه جامعه انسانی

خواستار شود. اگر ما می‌خواستیم بر اساس مفهوم روح انقلاب

خود بلای بی‌سوادی را از جامعه ایرانی ريشه‌کن کنیم، ولی راضی

می‌شدیم که در مورد مناطق پهناوری از جهان شاهدی بی‌طرف و بی‌اثر

در بقای چنین وضع ناگواری باقی بمانیم، در آن صورت نمی‌توانستیم

ادعا کنیم که انقلاب با مفهوم اصیل خود تحقق یافته‌ است.


امروز همه جوامع جهان چون حلقه‌های زنجیری به یکدیگر

پیوسته‌اند، بنابراین در دنیای کنونی دیگر نمی‌توان به تحقق اصلاحات

اساسی و اجتماعی در یک نقطه از جهان توجه داشت بی‌آنکه ارتباط

طبیعی و جبری این تحول با آنچه در سایر نقاط جهان می‌گذرد در نظر

گرفته شود.



صفحه (۱۳۸)


این حقیقت، بخصوص در مورد اصلی از انقلاب ما که به‌ مبارزه با

بی‌سوادی مربوط می‌شد صادق بود، زیرا اصول دیگر این انقلاب از قبیل

اصلاحات ارضی، بهبود وضع کارگران، ملی‌شدن جنگل‌ها و مراتع، اصلاح

قانون انتخابات و غیره بیشتر جنبه داخلی داشت، در صورتی که‌ امر مبارزه

با بی‌سوادی در درجه اول یک‌ مسئله جهانی بود. با توجه به مجموع

این نکات احساس کردم که اگر بخواهيم این اصل از انقلاب ایران

بصورت کامل آن تحقق یابد، می‌باید در اجرای آن از حدود ملی و

جفرافیایی ایران‌ دورتر برویم و آن را در کادری جهانی‌ و بشری‌ مورد آزمایش

قرار دهیم. ما بعنوان وارث سنن عالیه معنویت فرهنگ کهنسال ایران

نمی‌توانستیم قبول کنیم که بین بی‌سوادان کشور یا با سایر توده‌های

بی‌سواد مناطق پهناوری از جهان از حیث حقوق انسانی فرقی موجود

باشد.


بنابراین درسال ۱۳۴۳ تصمیم گرفتم تجارب رضایت‌بخشی را

که ما از سپاه دانش خود گرفته‌ بودیم داوطلبانه در اختیار سایر جهانیان

قرار دهیم و برای تأمین موفقیت بیشتری در بهبود وضع بی‌سوادان جهان

کاری کنيم که کوشش‌هایی که در این زمینه از طرف سازمان جهانی یونسکو

و مراکز آموزشی کشورهای مختلف انجام می‌گیرد از صورت یک کار

جاری و روزمره اداری خارج شود و بصورت یک نهضت هماهنگ

و پرتحرك جهانی درآید که بتواند حداکثر نیروهای ملی و بین‌المللی

را در راه پیکار جهانی با بی‌سوادی بسیج کند.


در این باره قبلاً کوشش‌های شایان تحسین ولی پراکنده‌ای در

جهان صورت گرفته بود. در ماده ‎۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر



صفحه (۱۳۹)


تصریح شده بود که حق آموزش از حقوق اساسی انسانی است و بهمین جهت

سازمان آموزشی و علمی و فرهنگی ملل متحد یعنی‌ سازمانی که «یونسکو»

نامیده می‌شود از بدو تأسیس خود یکی از هدف‌های اساسی خویش را

توسعه آموزش قرار داده بود. در شانزدهمین اجلاسیه عمومی سازمان

ملل متحد در سال ۱۳۴۰ طبق قطعنامه این سازمان، یونسکو مأمور

شد که درباره مبارزه با بی‌سوادی مطالعات لازم کرده و نتیجه را در

اجلاسیه بعد باطلاع سازمان ملل متحد برساند، این مطالعات واقعیات

ناراحت کننده‌ای را برای همه روشن کرد، یعنی نشان داد که در حال

حاضر دو پنجم از تمام افراد بالغ جهان بکلی بی‌سوادند و بدتر از آن

اینکه بر اثر ازدیاد نفوس جهان، با تمام کوشش‌هائی که در راه تعمیم

آموزش اطفال بعمل می‌آید، هر ساله ۲۰ تا ۲۵ میلیون نفر به افراد

بی‌سواد جهان افزوده می‌شوند، تحقیقات یونسکو معلوم کرد که در ۱۸

تا ۳۲ کشوری که در آن موقع به پرسشنامه‌های این سازمان پاسخ

دادند، از جمعیت کلی این کشورها که ۶۳۵ میلیون نفر بود فقط ۳ درصد

از افراد بالغ مشغول تحصیل بوده‌اند.


درسال ۱۳۴۲ براساس گزارش‌ جامع مدیرکل یونسکو قطعنامه

مهمی در اجلاسیه سازمان ملل متحد به تصویب رسید که در آن نگرانی

عمیق این سازمان جهانی از اینکه در نیمه دوم قرن بیستم هنوز بیش

از دو پنجم از تمام جمعیت بالغ روی‌ زمین بکلی بی‌سواد هستند و اینکه

نسبت افراد بی‌سواد در بسیاری از کشورهای افریقا و امریکای

لاتین و آسیا بین ۷۰ تا ‎٩۰‏ درصد جمعیت این کشورها است ابراز شده

و از همه ممالک عضو سازمان ملل متحد در هر مرحله از پیشرفت

اجتماعی و اقتصادی که هستند و از کلیه‌ سازمان‌های آموزشی غیردولتی



صفحه (۱۴۰)


در سراسر جهان دعوت شده بود که تمام کوشش خود را برای مواجهه

با این وضع ناگوار بکار برند. در این قطعنامه از سازمان یونسکو دعوت

شده بود که با مطالعات لازم راه‌های عملی مبارزه با بی‌سوادی و

هزینه‌های آن را طی گزارشی برای اقدام مقتضی باستحضار اجلاسیه

بعدی سازمان ملل متحد برساند.


وقتی که ما تصمیم به تشویق یک نهضت جهانی پیکار با بی‌سوادی

گرفتيم وضع در این مرحله بود، همه متوجه شده بودند که‌ می‌بایست در

این‌باره کوششی در مقیاسی بسیار وسیع‌تر از آنچه تاکنون شده بود صورت

گیرد، ولی عملاً این کار فقط از راه‌های‌ عادی و اداری‌ صورت‌ می‌گرفت،

در صورتیکه توفیق واقعی در انجام چنین مبارزه‌ای عظیم و جهانی

مستلزم جنبش همه جانبه‌ای بود که گذشته از سازمان‌های اداری همه

امکانات بین‌المللی و همکاری بی‌قید و شرط افکار عمومی را در تمام جهان

در بر گیرد و این تلاش را واقعاً بصورت یک جهاد بشریت قرن حاضر

در آورد.


ما افتخار داريم که برای نخستین بار زنگ آغاز چنین نهضتی

را بصدا درآوردیم، و جریان فعالیت‌ها و موفقیت‌های بعدی نشان داد که

این کوشش تا چه حد جوابگوی ضروری‌ترین و حیاتی‌ترین احتیاجات

بشریت امروز بوده است.


در آستانه تشکیل سیزدهمین کنفرانس عمومی یونسکو در مهرماه 

سال ۱۳۴۳ پیام‌هایی شخصی برای پادشاهان و رؤسای جمهوری

کلیه کشورهای جهان فرستادم و با تشریح ضرورت حیاتی یک همکاری

بین‌المللی‌ در امر مبارزه با بی‌سوادی‌ از ایشان دعوت کردم که در

صفحه ۱۳۳ تا ۱۳۶

صفحه (۱۳۳)


دوره سوم یعنی ده ساله ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۱ را می‌توان دوران‌ پی‌ریزی

وضع جدید آموزش و تعلیم و تربیت در ایران دانست. در این ده سال،

بر اثر امنیت و ثبات سیاسی کشور و با اعتبارات وسیعی که به توسعه

آموزش اختصاص داده شد پیشرفت بی‌سابقه‌ای در امر آموزش و پرورش

در مملکت حاصل گردید. در سال آخر این دوره، یعنی در سال انقلاب

ششم بهمن، تعداد دبستان‌ها و دبیرستان‌ها و مدارس حرفه‌ای در ایران

از ۱۴٫۰۰۰ و رقم محصلین کشور از دو میلیون نفر تجاوز کرده و شماره

دانشجویانی که در مدارس عالیه‌ داخلی کشور به تحصیل اشتغال داشتند

به قریب ۲۵٫۰۰۰ بالغ شده بود، در این دور ده ساله برای بهبود کیفیت

سازمان‌های آموزشی و تجهیز مدارس کشور بصورتی که جوابگوی

احتیاجات اجتماعی و اقتصادی جدید مملکت باشد، و در زمینه تجهیز

مدارس فنی و حرفه‌ای با وسائل‌ مدرن و تربیت متخصصان‌ و کارشناسان

کوشش‌های قابل ملاحظه‌ای صورت گرفت. طی این مدت تعداد دانش‌آموزان 

مدارس ابتدایی ۱۳۵ درصد و تعداد دانش‌آموزان دبیرستان‌ها ۲۲۳

درصد افزایش یافت و عده محصلین مدارس حرفه‌ای و فنی بیش از

۱٫۰۰۰ درصد شد. نسبت کودکانی که به سن تحصیل رسیده و وارد دبستان‌ها

شده بودند در شهرها به ۷۴ درصد رسید، ولی متأسفانه هنوز این رقم

در مناطق روستائی فقط در حدود ۲۴ درصد بود.


آخرین دوره این ادوار چهارگانه آموزشی دوره‌ای است که از

بهمن‌ماه ۱۳۴۱ آغاز می‌شود. در این دوره بود که انقلاب ایران روی

به روستاها آورد و کوشید تا بموازات پیشرفت‌های کلی آموزشی کشور،

آموزش و پرورش را مخصوصاً به مراکز دور افتاده و محروم مملکت راه



صفحه (۱۳۴)


دهد. یک نتیجه طبیعی این تحول اين است که تنها در مدت سه سال

اخیر تعداد دانش‌آموزان مناطق روستائی ایران بیش از ۸۳ درصد

فزونی یافته است.


معهذا نباید این پیشرفت را منحصر به مراکز روستائی دانست،

زیرا در همین ضمن تعداد دبستان‌ها و دبیرستان‌ها و مدارس فنی و حرفه‌ای

و دانشگاه‌ها و نیز تعداد دانش‌آموزان و دانشجویان در سراسر

کشور منظماً افزایش یافته است. طبق آخرین آماری که در دست‌ است،

تنها در عرض این چهار سال تعداد دانش‌آموزان مدارس ابتدائی

۴۸ درصد، تعداد محصلین مدارس متوسطه ۵۱ درصد، تعداد دانشجویان

مدارس فنی و حرفه‌ای ۶۵ درصد و تعداد دانشجویان مدارس عالی

۱۸ درصد افزایش یافته، بطوریکه رقم کلی تعداد محصلین کشور

در سال جاری از سه میلیون نفر تجاوز کرده است. در همین مدت، بدون

احتساب سپاهیان دانش، تعداد آموزگاران ۲۷ درصد، تعداد دبیران

۳۰ درصد و تعداد استادان و معلمان مدارس عالی ۵۳ درصد افزایش

یافته است.


مقارن با این تحولی که از لحاظ کیفیت در تعداد مراکز

تحصیلی و معلمان و دانش‌آموزان و دانشجویان کشور روی داده،

مسئولان امور آموزشی کشور مأموریت یافتند که از نظر کیفیت نیز در

امر تعلیم و تربیت تحولی عمیق و اساسی بوجود آورند که اساس‌ آموزش

ايران را بطوریکه بارها در سخنان خود متذکر شده‌ام بکلی دگرگون

سازد و آن را بصورتی درآورد که از هر حیث با احتیاجات و الزامات جامعه

نوین ایرانی مطابقت داشته باشد، زیرا باید بصراحت گفت که برنامه

آموزشی که در گذشته مورد اجرا بود از بسیاری جهات با این شرایط



صفحه (۱۳۵)


تطبیق نداشت، در سیستم جدید می‌باید روح و مفهوم انقلاب ایران

اساس کار قرار گیرد، می‌باید جنبه‌های مختلف تعلیم و تربیت خیلی

بیشتر جوابگوی مقتضیات جدید اجتماعی و اقتصادی جامعه ایرانی

باشند، می‌باید به استعدادهای مختلف در هر رشته‌ای با بهترین

صورت توجه شود و در پرورش آنها اقدام گردد و به آنها امکان بروز و تجلی

داده شود، تعلیمات حرفه‌ای توسعه خیلی زیادتری پیدا کند و جنبه

تخصصی آموزش بیشتر شود، روح سازندگی و حس ابتکار و نوسازی

و روح همکاری اجتماعی پرورش بسیار کامل‌تری یابد؛ در عین‌حال می‌باید

آموزش‌ ما بر اساسی‌ صورت گیرد که شخصیت جوانان و حس اعتماد بنفس

را در آنها از هر جهت پرورش دهد و آنان را افرادی بار بیاورد که به مسئولیت

سنگین خویش در پیش بردن مادی و معنوی اجتماع از هر جهت واقف

باشند و این مسئولیت را با علاقه و میل استقبال کنند.


اکنون شورای خاصی که بمنظور مطالعه و بررسی کامل این

جنبه‌ها و پيشنهاد نظام جدیدی برای آموزش و پرورش ایران تشکیل

شده است برنامه‌های خود را تنظیم کرده و آنها را برای اظهارنظر در

اختیار معلمان و صاحب‌نظران و کارشناسان مختلف امور آموزشی قرار

داده است تا از مجموع بررسی‌هایی که درباره سازمان مدارس و برنامه‌های

تحصیلی‌ و دوره‌های راهنمایی تحصیلی و تحصیلات نظری‌ و فنی و حرفه‌ای

صورت می‌گیرد طرح نهائی برای کلیه شثون آموزشی و پرورشی کشور

تنظیم گردد.


در این مورد مخصوصاً باید در امر توسعه تعلیمات حرفه‌ای کمال

کوشش بعمل‌ آید، یعنی از یک‌طرف آزمایشگاه‌ها و کارگاه‌های مدارس

فنی و حرفه‌ای موجود با وسائل کار بهتر و بیشتری مجهز شوند، و از



صفحه (۱۳۶)


طرف دیگر در تأسیس مراکز و کارگاه‌های حرفه‌ای تازه اقدام گردد.

پیشرفت‌هایی که تاکنون در این رشته حاصل‌ شده در حد خود رضایت‌بخش

است، زیرا بموجب آماری که در دست است تعداد مدارس حرفه‌ای

کشور که درسال ۱۳۳۲ فقط ۶ عدد بوده اکنون به ۱۰۵ رسیده، و تعداد

دانش‌آموزان آنها از کمتر از ۸۰۰ نفر در ۱۳۳۲ به بیش از ۱۵٫۰۰۰ نفر

در حال‌حاضر بالغ شده است. ولی‌ این‌ سیر تکاملی باید چه از حیث کمیت و

چه از لحاظ کیفیت از هر جهت و با مقیاس بسیار وسیع‌تری ادامه یابد. در همین

زمینه طبعاً در سطحی بالاتر نیز می‌باید کوشش لازم برای تربیت

متخصصین درجه اول امور فنی و صنعتی مبذول گردد که قسمتی از

این منظور با اجرای برنامه‌های دانشگاه صنعتی آریامهر تأمین خواهد

شد، ولی بدیهی است که در این رشته هر روز کوشش بیشتری بکار

خواهد رفت تا کادر متخصص فنی اجتماع آینده ایران از هر جهت

تأمین گردد.


* * *



اکنون می‌باید درباره جنبه بین‌المللی کار سپاه دانش ایران،

یعنی درباره نهضت جهانی پیکار با بی‌سوادی نیز توضیح مختصری

داده شود.


قبلاً گفته شد که در هنگامی که ما در ایران تصمیم بایجاد

سپاهی بنام سپاه دانش گرفتیم، بیش از هشتاد درصد از مردم کشور ما

بی‌سواد بودند. این رقم زنگ خطری چه برای مصالح اجتماعی و ملی

ما و چه برای وجدان انسانی ما بود، ولی در عین‌حال ما متوجه بودیم

که در سرزمین‌های پهناوری از جهان نه‌تنها وضع از وضع‌ ما در این مورد

صفحه ۱۲۹ تا ۱۳۲

صفحه (۱۲۹)


بیش از ۸٫۳۰۰ نفر از آنها حتی پس از پایان خدمت وظیفه خویش

داوطلبانه در استخدام وزارت آموزش و پرورش باقی مانده‌اند و بصورت

آموزگار ثابت در همان روستاها يا در نقاط دیگر انجام وظیفه می‌کنند.


در این مدت‌ در حدود ۴۵۰٫۰۰۰ پسر، ۱۲۰٫۰۰۰ دختر، ۲۴۰٫۰۰۰

مرد سالمند و ۱۱٫۰۰۰ زن سالمند توسط این سپاهیان در کلاس‌های

روزانه یا شبانه روستاها تعليم یافته و باسواد شده‌اند.


ولی کار سپاهیان دانش در این مدت محدود به تدریس و تعليم

نبوده، بلکه ایشان بموازات سواد فعالیت‌های وسیع عمرانی و اجتماعی

نبز با خود به روستاهای کشور ارمغان برده‌اند. در حقیقت آنها نه‌فقط

قسمتی از مواد انقلاب ایران بلکه همه انقلاب را با خود به این

روستاها برده‌اند.


طبق آمار وزارت آموزش و پرورش، تا پایان شهریور ماه سال

۱۳۴۵ این سپاهیان با کمک مردم روستاها بیش از ۱۰٫۰۰۰ دبستان

ساخته و بنای بیش از ‎۶٫۰۰۰ دبستان موجود را ترمیم کرده‌اند.

همچنین در حدود ۷٫۰۰۰ مسجد را مرمت کرده و ‎٩۰۰‏ مسجد تازه و

۴٫۶۰۰ حمام ساخته، بیش از ۵۵٫۰۰۰ کیلومتر راه فرعی ایجاد کرده،

بیش از ۲۰٫۰۰۰ دهنه پل ساخته يا مرمت کرده، قریب ۸٫۰۰۰ قنات

را لاروبی نموده، بیش از ۸٫۰۰۰ قطعه مزرعه نمونه احداث کرده،

در حدود یک میلیون و نیم نهال کاشته، ۷٫۵۰۰ انجمن خانه و مدرسه

تشکیل داده و در روستاهای خود بیش از ۳٫۰۰۰ صندوق پست دایر

کرده‌اند. از بدو تشکیل خانه‌های انصاف نیز قسمت مهمی از کار

این خانه‌ها بعهده این سپاهیان گذاشته شده است.



صفحه (۱۳۰)


توجه به هزینه‌های مربوط به سپاه دانش نشان می‌دهد که

این سپاهیان با حداقل هزینه ممکن پای تعلیم و تربیت را به روستاها

باز کرده‌اند. طبق محاسبه مقامات مسئول آموزشی، تحصیل هر دانش‌آموز

در دبستان‌های سپاهیان دانش بطور متوسط کمی بیش از هزار ریال

خرج‌ برمی‌دارد، در صورتی که این هزینه برای مدارس عادی بطور متوسط

سه هزار ریال برآورد شده است. باید متذکر بود که در عین‌حال کار

احداث دبستان‌ها و سایر فعالیت‌های محلی تقریباً برایگان انجام می‌گیرد

و هزینه‌ای به دولت تحمیل نمی‌کند.


تنها درسال تحصیلی ۱۳۴۴ - ۱۳۴۵ در دبستانهای عادی و

دبستانهای سپاهیان دانش در مناطق روستائی کشور جمعاً در حدود

۱٫۳۲۰٫۰۰۰ دانش‌آموز مشغول تحصیل بوده‌اند. با توجه به اینکه قبل

از شروع کار سپاه دانش تعداد دانش‌آموزان مناطق روستایی ۶۷۵٫۰۰۰

بوده، روشن می‌شود که ۶۴۵٫۰۰۰ نفر اضافی در این مدت بدست این

سپاهیان تعلیم یافته‌اند.


طبق همین آمار، در روستاهای کشور در درجه اول دختران

نوآموز از امر تعلیم بهره‌مند شده‌اند. تا قبل از تشکیل سپاه دانش 

در شهرها در برابر هر یک‌هزار پسر دانش‌آموز ۴۳۸ دختر در مدارس

مشغول تحصیل بوده‌اند، درحالیکه در روستاها در برابر هر هزار

پسر فقط ۲۲۵ دختر به دبستان می‌رفته‌اند، یعنی بیش از ۷۷ درصد آنان

بعلل مختلف بخصوص جهالت پدر و مادر از نعمت سواد محروم

می‌ماندند. ولی از هنگام شروع کار سپاهیان دانش، درحالیکه در

شهرها فقط در حدود ۸ درصد بر تعداد نوآموزان دختر افزوده شده،

این نسبت در روستاها از ۲۶ درصد تجاوز کرده است، و چنین قوس



صفحه (۱۳۱)


صعودی در تاریخ تعلیمات ابتدائی کشور نظیر نداشته است.


برای آنکه کار سپاهیان دانش با بهترین وجهی انجام بیابد،

به آنان اختیارات وسیعی داده شده است. مثلا هر سپاهی دانش حق

دارد برای رفع مشکلات خود مستقیماً با وزیر جنگ یا وزیر آموزش و

پرورش مکاتبه کند و این مشکلات را راساً با آنان در میان بگذارد

و برای حل آنها استمداد بجوید.


در زمینه آشنا کردن روستائیان با اصول بهداشت و تنظیف منازل

و معابر و اماکن عمومی و بنای ساختمان‌های مسکونی و تشکیل

انجمنهای ده و تشکیل شرکت‌های تعاونی و خشکانیدن مرداب‌ها و

گودال‌ها و بسیار امور دیگر، سپاهیان دانش پیوسته مریی و راهنمای

روستائیان‌ هستند و غالباً مانند برادری دلسوز شریک غم‌ها و شادی‌های

آنان می‌شوند. این جوانان پرشور با خود عشق و امید و شادی به روستاهای

ایران همراه برده‌اند، و شاید چهره واقعی انقلاب ایران را بهتر از

آنچه ایشان نشان داده‌اند نمی‌شد نشان داد.


*  *  *


بطوریکه گفته شد، سپاه دانش ايران برای آن بوجود آمد که

مکمل سایر فعالیت‌های آموزشی کشور باشد، بنابراین برای آشنائی

کامل‌تری با نتایج کار این‌ سپاه لازم است درباره این فعالیت‌ها و برنامه‌ها

نیز بطورکلی توضیحی داده شود.


قبلاً تذکر دادم که فعالیت‌های آموزشی تا قبل از آغاز قرن

حاضر شمسی در ايران بسیار محدود و ناچیز بود. اولین گزارش رسمی

که در این‌باره در دست ما است مربوط به سال ۱۲۹۰ یعنی پنجاه و پنج



صفحه (۱۳۲)


سال پیش است. در این گزارش تعداد کلیه‌ محصلین مملکت‌ اعم از محصلین

مکتب‌خانه‌ها و مدارس ابتدایی و متوسطه و مدارس علوم دینی فقط

۱۶٫۰۰۰ نفر برآورد شده، یعنی نسبت این عده به جمعیت کلی کشور

در آن زمان از یک نفر در هزار نفر نیز کمتر بوده است.


در سالنامه آماری سال ۱۲۹۷ شمسی‌ تعداد دانش‌آموزان‌ مدارس

رسمی کشور ‎۲۶٫۰۰۰‏ نفر گزارش داده شده، و این رقم در سال تحصیلی

۱۳۰۳ - ۱۳۰۴ یعنی تنها چهار سال پس از آغاز زمامداری پدرم از

۷۳٫۰۰۰ نفر تجاوز کرده است. دورانی را که از آن تاریخ تاکنون می‌گذرد

می‌توان از نظر آموزشی به چهار دوره مختلف که هر یک با شرایط متفاوتی

همراه بوده‌اند تقسیم کرد:


دوره اول یعنی بیست ساله ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ دوران پایه‌گذاری

امر آموزش و پرورش در ایران بود. آمارهای سال تحصیلی ۱۳۱۹ - ۱۳۲۰

حاکی است که در آن سال در ایران ۲٫۳۳۱ دبستان و ۳۲۱ دبیرستان

و ‎۲٩‏ دانشسرای مقدماتی و ‎۶ مدرسه حرفه‌ای دایر بوده، که روی‌هم

در آنها بیش از ۳۰۰٫۰۰۰ نفر تحصیل می‌کرده‌اند، یعنی رقم محصلین

نسبت به سال اول این دوره بیش از پنج برابر شده بود.


دوره دوم مربوط به سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ است. در این دوره

باقتضای وضع اجتماعی کلی کشور مسئله تعلیم و تربیت نیز دستخوش

بحران‌های گوناگون بود و مشکلات وسیع و متعددی در راه پیشرفت آن

وجود داشت. با این وصف در این دوره نیز پیشرفت‌های نسبتاً جالب

توجهی در این‌باره حاصل‌شد، بطوریکه درسال۱۳۳۲ تعداد کلی مراکز

آموزشی کشور که درسال ۱۳۲۰، ۲٫۷۰۰ بود به قریب ۶٫۷۰۰ بالا رفته

بود و دراین مراکز بیش از ۸۷۰٫۰۰۰ نفر مشغول تحصیل بودند.